بندر ريگ از شيوهء متابعت نكول و از شاهراه عدالت عدول نموده و در ساحل بحر عمان امواج بحر افساد و اضرارش از صرصر شرارت و تندباد خيانت باوج كيوان رسيد . چون استظهار الدوله نظر بمشاغل كليهء قلعهء شيراز و ضبط و نسق آنكه درخصوص تنبيه نصير خان نيز اظهار و اشعار شد در غيبت برادر ارجمند فرصت حركت از شهر و قلعهء شيراز نمىكردند دو سه مرتبه سرداران تعيين و جمعى را باتفاق ايشان بسروقت آن طايفهء طاغيان فرستاده و چون بعضى از اشرار ناس و گروهى قاطعان طريق بر مهنا جمعيت نموده ، از بيم فساد حال خود در معاضدت او بازوى جلادت گشوده ، فدائىوار مبارزت مىنمودند ، كارى از پيش سرداران مأمور نمىرفت . در اواخر كه موكب ظفر كواكب از عربستان انصراف فرموده ، مرحلهنورد طريق سعادت رفيق فارس بودند جناب ظهير الدوله امير گونه خان افشار را سردار كرده ، با جمعى از افواج دريا امواج به جهت تنبيه و تأديب آن غريقان لجهء فساد روانه نمودند . چون مهناى مزبور از استماع توجه موكب منصور بجانب فارس و رسيدن امير گونه خان با ساير نهنگان درياى تيغ و سنان تاب مقاومت و توقف در بندر ريگ نياورده ، از بيم لطمات درياى عميق قعير بعيد غور اردوى كيهان بوى او از تلاطم قلزم ذخار بىكنار معسكر دليران جنگجو غرقه شدن در بحر عمان را رضامند و خرسند گرديده ، اموال و اسباب و اعوان و انصار خود را بكليطى چند كه موجود و مهيا داشت حمل و خويشتن را به دريا افكند . پوشيده نماند كه در بحر عمان قريب بسواحل فارس دو جزيره مىباشد : يكى مشهور بخارك و ديگرى مشهور بخاركو و جزيرهء خارك مشتملست بر آبادى و عمارات و وجوه و عيون و مياه بسيار دارد و بساير جزاير مشحون بجمعيت سكان و وسعت مكان و يكى از وكلاى سركار و لنديس در آنجا متوقف ، با مال و منال بسيار از امتعه و اقمشهء بىشمار ، بوكالت پادشاه افرنج و لنديس متوجه معاملات بوده ، از اسباب رزم و ادوات حزم آنچه لابدست در جزيرهء مزبور مهيا داشت . مهناى مذكور بعد از آنكه مدتى در روى آب لطمهخور چهار موج اضطراب بود در جزيرهء خاركو كه قريب بخارك واقعست و به علت قلت آن وضيق مكان و عدم قابليت سكنى احدى در آنجا ساكن نيست
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٦٢