و غيره آثار آن حضرت در آن ملك فردوس فسحت زياده از حدود اظهارست .
بيان احوال امير مهنا و غائى و گزارى كار آن
امير مهناى وغائى ولد مير ناصر از مشايخ بندر ريك قبل از آنكه آفتاب عالمتاب اين دولت ابدى انتساب بر ساحت الكاى دلگشاى فارس تافتن گيرد و روضات احوال اهالى آن عرصهء جنت مثال از انوار بدر منير توجه خديو كشورگير روشنائى پذيرد مهناى مذكور مير ناصر ولد خود را بتقرب دوستى و رعايت شاهدى بقتل آورده ، از خباثت ذاتى و خيانت جبلى برادران و اعمام و عمزادگان و اقوام خود را نيز بدفعات مقتول و در بندر ريك بجلالى و آرامى افزون از حد زيست . چون الكاى فارس در مرتبهء اول از انوار توجه داور معدلتپرور روشن و فضاى نشاطافزاى شيراز از فيض التفات خديو كشور طراز غيرت گلزار و گلشن گرديده مهناى مزبور را بحضور فيض گنجور طلب فرمود . چون نظر سعادت اثر آن حضرت شناساى عيار ذات هرنيك و بد بود او را از جملهء مفسدين غدار دانسته ، در دربار فلك اقتدار امر بتوقف فرمودند . در حالتى كه رايات نصرة طراز بعزم سفر خير اثر از دار العلم شيراز در اهتزاز آمد ميرزا محمد بيك خرموجى دشتستانى كه داماد مهناى مذكور و از جملهء خدمتگزاران حضور فيض دستور و بمزيد خدمتگارى و اخلاص كيشى بر همگنان تفوق و پيشى داشت ضمانت كرده ، استدعا نمود كه وكلاى عالى دولت دوران مدت مهنا را مرخص نموده ، بضبط بندر ريك و ريشسفيدى جماعت وغائى سرافراز و روانه بنمايند ، كه بطريق سوابق ايام متوجه امور متعلقهء به خود باشد . كارگزاران درگاه خلايق اميدگاه نظر بقدمت خدمت ميرزا محمد بيك استدعاى او را قبول فرموده ، مهنا را بضبط بندر ريك و ريشسفيدى جماعت وغائى سرافرازى داده ، روانهء موطن اصلى و رايات مهر اشراق بجانب الكاى عراق متحرك گرديده ، امير مهنا نظر بشرارت كه با آب و گلشن معجون و بنابر فسادانديشى كه دلش به آن مفتون بود بورود