باره روى صنعتگارى گشودند و نقاشان بدايعنگار صنع بيچون به رنگآميزى قلم قدرت بناهاى روحافزاى گلشن و گلزار را باقسام گلهاى رنگين و انواع ازهار و رياحين مشحون فرمودند . سرهنگان قواى ربيعى بفرمان فرمائى فروردين به جهت قلع مواد طاغيان زمستان و جزيرهنشينان برف و باران متوجه ديار گلشن و گلزار گشتند و مهندسان شيرينكار قمرى و هزار در ساحت گلزار ديگر بار بمخلب و منقار آشيان جمع آورده و آغاز عمارت كردند و از فيض بهار عرصهء خاك غيرت گلزار افلاك شده و از يمن قدوم اردى بهشت فضاى كوه و دشت رشك باغ بهشت گشت . پيرايهبندان هنرمند بآراستگى محفل نشاطآرائى بزم انبساط بازوى هنرورى گشادند و مجلس نوروزى به صد فر و زيب چنان ترتيب يافت كه نگاربندان محفل سپهر بتماشاى آن محفل زيبنده و تفرج آن بزم فريبنده ديدهء حيرت گشودند .
برودوش اعتبار سران سپاه و سراپاى افتخار چاكران درگاه از شعشعهء خلاع خورشيد شعاع روشنى بخش ديدهء مهر و ماه گرديد . چون امور عمارات مباركات از نقاشى و سنگتراشى و نجارى و نازككارى ناتمامى داشت فرامين مطاعه و ارقام لازم الاطاعه درخصوص احضار عمله و استادان صنايعدان كه در آغاز زمستان رخصت يافته ، بمساكن خود شتافته بودند شرف اصدار يافته ، ديگرباره فوجفوج ارباب صنايع به آستان فلك اركان جمع آمده ، شروع باتمام بقاياى امور عمارت نمودند . در خارج خطهء شيراز دلنواز قناتى جارى بود مشهور به ركناباد و آب آن در عذوبت و لطافت سرآمد جميع قنوات و مياه فارس بود ، ممدوح و محسود نكتهپردازان الكاى مزبور و تعريف آن در ديوانهاى سخنسازان ، خصوص هزاردستان گلستان معنى طرازى خواجه حافظ شيرازى مذكور و در ميان عرب و عجم مشهورست .
راى فلكآرا اقتضا نمود كه آب مزبور را به شهر آورده ، در عمارات مباركات جارى سازند و چون در بيرون شهر روديست بسيار عريض ، در بعضى اوقات سال موسم سيلاب رودخانه بديل دريائيست پراضطراب ،
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٥٩