دار العبادهء يزد استخراج و بحمل ارادهء گردان نقل مىشد زياده از آن و نهچندان بود كه محاسبان اوهام در شهور و اعوام تعداد آنها توانند . از آن جمله ستونهاى سنگ هشت ذرع و نه ذرع طول به جهت تالارهاى عمارات مباركات از معادن شيراز اخراج شد كه به جهت هيچيك از سلاطين اورنگنشين و خواقين صاحب تمكين سلف و خلف ميسر نشد و نخواهد شد و حصارى محيط آن عمارت جهان وسعت شد منتهى به دو برج كوهپيكر و بارهء فلك همسر كه عروج طاير تندپرواز انديشه بر معارج آن ممكن و ميسر نيست و صعود پيك سريع السير متخيله بر مدارج او ميسر و مقدور نه . جميع آن سنگهاى لعلى رخام به نحوى صورت استحكام پذيرفته كه اگر خواهند بتيشهء تدبير سر موئى رخنه در اساس استوار آن افكنند از بابت محالات و تصور پر كاهى دخل و تصرف در بنيان پايدار آن از مقدمهء خوارق عاداتست و آنچه وجوه نقد از خزانهء عامره صرف اجرت عمله و انعام استادان صنعتگار و پيشهگران بدايعنگار گرديده و بمصارف آن بناى دلگشا رسيده بىسخن سرمايهء پادشاهى ذى شوكت بود ، تا بساير مصالح كه شتران و قاطران سركارى حمل نمودند چه رسد ؟ سخن كوتاه :
از سلاطين سلف و خواقين خلف از ايام گذشته و اعصار مستقبل نبسته و صورت وقوع نخواهد بست . كلك دو زبان از ايراد مفصل آن عاجزست .
ذكر وقايع سال فرخ فال هزار و هشتاد و رسيدن بهار بهجت آثار بامر آفريدگار كون و فساد
از ورود بهجت نمود بهار خرم فيروز و قدوم مسرت لزوم نوروز گيتىفروز عرصهء بسيط غبرا و ساحت كوه و صحرا رشك فرماى بستانسراى سپهر اخضر و غيرتافزاى چرخ مينا گرديده و استادان قواى ناميه كه چندى به علت سرماى زمستان و ابتداى برف و باران دست از تعمير باغ و بستان كشيده بودند بفرمان خديو نوبهار ديگر