تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
همايون طرح آن نقش بديع و بنياد آن كاخ را استادان سحر كار و بنايان هندسه‌نگار دست سرورى و بازوى سحرپرورى گشاده ، اساسى چيدند كه ديدهء چرخ پير از آغاز عمارات عالم‌تابان روز چنان بنائى نديده و معمار قضا از بدايت تعمير ربع مسكون تابان زمان چنان اساسى نچيده . سپهر اعلى در پيش رفعتش با زمين برابر و چرخ و الا در برابر اوجش از هرحضيضى فروتر . شرفات عالى درجاتش را با اوج فلك ادعاى همسرى و اركان رفيع الشانش را با فراز چرخ مينا دعوى برابرى . گل زرين شمس شمسهء طاقش و قالب سيمين قمر خشت و اوراقش . گل باغش چون پارهء گل رخسار خود را و شان بناز پروريده و هرتازه نهالش چون نهال قامت سهىقدان آفت خزان نديده . القصه بمعمارى همت بلند و طراحى راى ارجمند چنان حصارى استوار و اساسى عرش وقار برپا شد كه اساس قصر كسرى در زير سايه‌اش و طاق خورنق فروترپايه‌اش . چون سراى مزبور مشهور بارگ به جهت حرم‌سراى وضع شد و مكان نشيمن بسيار در كار داشت سه تالار بلندپايهء بهشت پيرايه اساس نهادند و سطح محدب فلك بسقف هريك مماس و دستگاه اين نه طاق در برابر پست - ترين طاق هركدام بغايت بىاساس بود ، بآئين دلكش و وضع خوش مشحون نمودند كه آئينهء آفتاب و مرآت ماه باوجود روشنيها بغايت تيره و چشم سپهر آبنه‌گون از بوارق انوارشان خيره بود و در جوار طالارهاى ثلاثه طنبيهاى وسيع فضا و ايوانهاى مسرت‌فزا تحتانى و فوقانى بنياد نهاده و در و ديوار هريك را به طلاى منقش محلول ملمع نمودند و تصويرات روحانى مثال كه مانى نقاش از رنگ‌آميزى آنها حيران و بهزاد مصور از وضع نيكوشان انگشت حيرت بدندان بود مكان‌بمكان نصب نمودند . القصه ساحت هرايوانى از نقوش غريب و صور بديع رشك گلستان ارم و عرصهء هر شبستانى از پيكرهاى دلكش و تمثالهاى حوراوش غيرت بيت الصنم گرديد . سنگهاى رخام كه از معادن شيراز اخراج و احجار مرمر كه از دار السلطنهء تبريز و