ميگذشت و چون هواى صيف سپرى گشته موسم شتا دررسيد و نوبت دم سردى هوا و توارى مردم در بيغلها گرديد عملهء مذكوره حسب - الحكم خديو كشور مروت مرخص و روى باوطان خود آوردند ، كه ساير ازمنهء سال را راحتگزين و خانهنشين بوده ، در مساكن خويش به تعمير احوال فرزند و زن قيام نموده و در بهار ديگر مراجعت به آن فضاى فيضپرور ، امور مذكوره را از سر گيرند و بامناى دولت ابد مدت و رؤساى سپاه انجم كثرت و اعيان و اعاظم مملكت كه خدمتگاران حضرت فلك رفعت و ملتزمان آستان گردون فسحت بودند مقرر شد كه در آن خطهء دلپذير عمارات رفيع و قصور منيع به جهت نشيمن خويشتن اساس نهاده و باتمام رسانند . حسب الفرمان و الا قرب يافتگان درگاه فلك اعتلا طرح عمارات دلگشا و بنياد قصرهاى روحافزا پرداخته ، چندان كاخهاى مرغوب و سراهاى خوش اسلوب صورت حصول گرفت كه آن خطهء دلنشين رشك نگارخانهء چين و غيرت خلد برين گرديده گويا معمار قضا اساس كهنهء شيراز را درنورديده بساطى تازه چيد . چون از قرارى كه مرقوم و مشروح گرديد سواد دلنواز شيراز دار الملك دولت ابد انباز و مستقر اجلال و عزاز شد در آن خطهء خلد مبانى چنان مكانى كه دولتسراى آن حضرت تواند شد نبود و از آن گذشته راى ارجمند و خاطر مشكلپسند ازين معنى تحاشى داشت كه در خانه و سراى پرداختهء گذاشتگان و گذشتگان منزل و مكان فرمايند و راى عقدهگشاى چنين اقتضا نمود كه بناى نارين قلعهاى مشتمل بر عمارات رفيعه و بناهاى بديعه كه قابليت حرمسرا را داشته باشد بنياد فرمايند و در خوشترين مكانى از امكنهء آن ملك ارم سلك زمينى وسيع فسيح اختيار فرمود ، فرامين قدر تمكين خطاب بحكام و كلانتر و ناحيهداران اعمال ديوان عدالت اركان در كل ممالك محروسه نگاشتهء كلك تأكيد شد كه معماران صنايعپرور و استادان بدايعساز و بنايان اقليدسشعار و نجاران شيرينكار و نقاشان هيكلنگار و سنگتراشان فرهادتن و قوى دستان خاراشكن و مقنيان نقبزن و هندسهدانان نقشبند و نازك
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٥٥