خرسندى ظاهر پرستاران آن حضرت در اساس نهادن و انتظام دادن آن لا بد و ناچار بود و هرچند قلعهء شيراز قبل ازين بمعمارى همت ( و الا ) نهمت ببروج و بارهء متين مشحون و بخندق بسيار عميق مقرون گرديده و نهايت انتظام و كمال استحكام داشت و در آن هنگام امر مقدس مجددا تالى امر قضا و حكم قدر گرديد و در هردروازهء شهر دو شاه برج بسيار متين و بغايت عظيم كه هريك در وسعت با شهرى برابر و در رفعت سركوب سپهر اخضر بودند بنياد نهادند و جميع حصار و چهار ركن جدار قطعهبقطعه منهدم ساخته و مجددا باتمامش پرداخته مجموع را تجديد نموده و بروج و پارهاى را بنياد فرمودند كه بن آن در پشت گاو زمين و بامش بر فراز سپهر هفتمين مىرسيد و مسافت تير پرتابى خارج هردروازهاى برجى چون محكم قلعهاى برآورده و بسنگهاى لعلى رخام مستحكم كرده و بر فلك ذات البروج رسانيدند و در حفر خندق محيط چندان كوشيدند كه بضرب تيشهء مقنيان صنعتپيشه و قوت بازوى نقابان قوىتيشه بازوى گاو زمين بستوه آمد و چون اطراف اربعهء شهر مشتمل برفراز و نشيب بسيار و اراضى اكناف حصار بغايت ناهموار بود فرمان اقدس شرف نفاذ يافت كه مردان توانا و جوانان كارآزما از جميع ممالك جمعيت نموده و موجب تسطيح اطراف شهر گردند و احكام قضا نظام درين خصوص بعهدهء بيگلر بيگيان و حكام هرمملكت و هرولايت شرف صدور يافت كه دوازه هزار نفر ديوهيكل پيلپيكر بيلدار استوار روانهء دربار فلك اقتدار سازند ، كه در مدت گرمى هواى تابستان بانجام امر مذكور پردازند . حسب الامر معلى عملهء مذكوره وارد اراضى گرداگرد شهر گرديدند . مقرر شده بود كه فوجفوج مغنيان نغمهپرداز و مطربان بربطنواز و موسيقىدانان موسيقارساز قدمبقدم بساط نشاط و اسباب مسرت و انبساط گسترده و عملهء مذكوره در كمال عيش و سور و نهايت بهجت و سرور بشغل مزبور مشغول باشند و هرروزى از آن ايام مسرت انجام چون روز نوروز قرين شادمانى و هرساعتى از آن اوان عشرتاندوز چون ايام جوانى
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٥٤