تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
ايشان بر فساد امر خويش يقين حاصل كرد و روى بجانب نارين‌قلعه آورد و چون محافظت نارين‌قلعه نيز در عهدهء مشيزيان بود شروع بافكندن تفنگ و از آنجا نيز راه دخول را برو تنگ كرده و در آن حال جماعت مشيزى يعنى اعيان مشيزى كه در موكب مشار اليه بودند پرده از روى ما فى الضمير برداشته آشكارا به او گفتند كه : به غير از آنكه طريق اردوى نظر على خان را پيمودن‌گيرى و خدمت‌گزارى آستان كروبيان اقدس را بجان خويش بپذيرى چارهء دگر نيست . آن سرگشته بخت چون يقين داشت كه اگر بر خلاف راى ايشان رفتار نمايد و پاى چاره‌سازى بهنجار گشايد او را گرفته بدست نظر على خان خواهند سپرد و تخته پارهء خود را به هيچ تدبيرى از آن ورطه بساحل نجات نمىتواند برد ناگزير و ناچار براى رضاى ايشان رفتار نمود و پاى بيچارگى بجانب اردوى نظر على خان گشود و رخارخ سردار معظم اليه را ملاقات و سر عجز بر زمين عبوديت سود و نظر على خان آن صيد زبون گشته را باردوى سپاه ظفرپناه آورد و مقيد و مراتب گزارش را معروض سدهء جلال خديو دريا نوال گردانيد . فرامين قضا آئين از مصدر عز و تمكين صادر و بعهدهء نظر على خان مقرر شد كه بسطام خان كارخانه‌اى سركردهء غلامان چخماقى را با موازى پانصد سوار به جهت محافظت ولايت و پرستارى سكنه و رعيت دار الامان كرمان گذاشته ، ساير عساكر منصور و تقى مزبور را برداشته ، عنان ادهم سرعت را بصوب مراجعت گشاده و نظر على خان از قرار مقرر معمول و مراحل شوق عتبه‌بوسى را بپاى اميدوارى نور ديده و به زيارت آستان كيوان مكان رسيد و تقى مذكور مورد سياست قهارى گشته ، در حضور عدالت دستور بطناب غضب از عالم فانى درگذشت و دست اجل بساط عمرش را درنوشت و زمانه سزاى اعمالش در كنار نهاد و به جهت عبرت اولو الابصار در ساحت ميدان جلو خان جسدش بر خاك مذلت افتاد و ميرزا حسين كلانتر سابق و آقا على سيرجانى كه در ايام عصيان و طغيان تقى درانى راه‌نورد طريق خدمت بودند از شفقت و مرحمت خاطر آفتاب خاصيت لقب خانى