تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
تك‌وپو كار مردم بر جان و سودشان يكسر به زبان رسيد و از كثرت زحمت و نكبت ناتوان گرديده بود و بفكر رفع اتفاق نمودند و در جزو با نظر على خان سازگار و در مخاصمت تقى با يك‌ديگر موافق و يار گرديده كه كار آن مفسده‌جو را بسازند و صفحهء ولايت خود را از لوث وجود او پردازند . پس جماعت مشيزى كه در نزد تقى پايهء تقربشان از ديگران رفيع‌تر بود شباهنگام از برجى كه محافظت آن تعلق بايشان داشت احدى را به زير فرستاده و به نظر على خان پيغام دادند كه فردا سواران سپاه نصرة همراه را منقسم به چندين دسته كرده و هردسته بيكى از دروازه‌هاى شهر رفته ، در محاربات دروازه صف بسته ، حاضر باشند كه چنانچه تقى مذكور از حقيقت ارادهء ايشان تفرس نموده و بجانب وادى فرار شتاب نمايند از هرطرف دروازه كه بيرون آيند سواران حاضر بوده ، او را دستگير نمايند و هنگام صبح كه سپهدار مهر انور بر اشقر چرخ اخضر برنشسته و دروازه افق خاور را محل فرار سپاه انوار ساحت نظر على خان پاى در ركاب كميت دليرى نهاده ، با فوجى از سواران ضيغم شكار نزديك حصار آمده و سواران بر دروازه‌ها تقسيم و منتظر ظهور تعهدات جماعت مشيزى ايستاده ، از آن جانب تقى درانى به عادت هرروز سوار مركب ادبار و متوجه سركشى بروج دروازه‌ها شد و نخستين برفراز حصار قلعه برآمده ، علامت سياهى سواران را در جميع دروازه‌ها مشاهده كرده ، اعوان و انصار خود را نيز در طريقهء سلوك و رعايت و لوازم خادمى و مخدومى بر خلاف هرروز ديده ، از مشاهدهء اين حال تغييرى بر احوالش بهم رسيده و بغايت مخوف و مشوش گرديد . پس بجانب دروازه‌اى كه به سمت دران و ساير كوهستانات و از آن دروازه تردد مىنمودند عنان داده و مضطرب‌وار روى به آن صوب نهاده و جماعت مشيزى كه جمعيت ايشان بيشتر از ساير اعوان و انصار او بود اطراف او را داشته و حسب الواقع به اختيار خودش نميگذاشتند و آن نابكار مفسده‌كردار از اطوار ايشان سوء ظن حاصل كرده از