تازه نهالان گشوده بودند ، از هجوم سرداران قواى ربيعى شكست يافته ، پايمال جنود بهارى و نسيم آذارى گشته . دامان كوهسار از جوشن شقايق گلگون شد و كنار جويبار از عيبهء لاله پرخون . بزم نوروزى بفرخى و فيروزى در همان مرغزارهاى شوشتر اساس خلد برين و رونق نگارستان چين گرفته ، امراى لشكر و رؤساى كشور در حواشى بساط گردون قماط صفوف خدمت بسته ، حاصل درياوكان از سركار فيض بنيان بجيب و كنار ايشان ريخته شد . بعد از انقضاى عيد سعيد و تمشيت امور جزوى و كلى مراتب عزيمت تنبيه شيخ سليمان و ساير طوايف بنى كعب بر خاطر خطير امضا يافته ، تذرو زرين بر رايت ظفر پيكر بصوب مقصود بال پرواز گشاد . از تموج آن بحر ذاخر و تلاطم آن درياى خونخوار بر سفينهء ثابت و سيار اضطراب افتاد . كوه و هامون در زير سم ستوران كوه نورد و تازيان هامون گرد پنهان و شرار نعل تكاوران بادپا برق خرمن گردون دون شد .
معسكر نصرةپرور منزلبمنزل زلزلهافكن كوه و كمر گرديد . چون ساحت آن ولايت مشتملست بر شطهاى درياوار و هريك در حقيقت دريائيست خونخوار و عبور اردوى منصور و توپخانهء مباركه و بنه و اثقال سپاه و اغروق دستگاه فلك انتباه او انهار مذكوره بغايت صعب بود ، امر اقدس همدست فرمان قضا گرديده ، مقرر شد كه شناوران نهنگوش و آببازان درياكش خود را بشطهاى ذخار ريخته و گرد از بنياد آب برانگيخته ، بر هرشطى كه عبور اردوى منصور از آن لازم و ضرور بود پلهاى مجره شكوه از نى و چوب و قوايم عظيمه و اوتاد قويه ، مانند مضطرات اين ژرف بحر اخضر مىبستند و اردوى همايون او هرشطى كه نمونهء جيحون بود مىگذشت ، تا آنكه محل موسوم بفلاحيه كه در كنار شط كرن واقعست محل سيل بىزنهار اردوى نصرةمدار گرديد . قراولان بهرام نظير قمر مسير بساحت كرياس گردون اساس رسيده ، بعرض حجاب بارگاه فلك مماس رسانيدند كه شيخ سليمان مذكور از آوازهء كوكبهء منصور و طنطنهء وصول موكب قيامت فتور فلاحيه را خالى كرده ، با جميع طايفه و
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٣١