تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
مسئول عمر پاشا را بسمع قبل تلقى نمود و دست رد بر سينهء ملتمس او ننهادند . مثال قضا تمثال درخصوص قبول اين مسئول از مصدر جاه و جلال شرف صدور يافت . رسول مذكور مقتضى آنمرحوم بمراجعت مأمور شد و چند روز هم به جهت تمشيت امور آن سرحدات در ولايت مزبور توقف افتاده ، حاكم و عمال دار السلطنهء اصفهان و اعزه و اعيان بعضى از ولايات عراق در ركاب نصرةياب داور مرحمت اكتساب كسب سعادت ، رخصت انصراف يافته ، هريك بجانب ولايت خود شتافتند .

بيان حركت موكب ظفر كوكب از محل سيلاخور بجانب لرستان فيلى و وقايع آن اوان

چون زمانه بناى دم‌سردى نهاد ، سپهدار دى از كرياس برف خيمه بر اطراف كوه و هامون برده ، لشكر برودت هوا باقطار دشت و صحرا هجوم آورده و انتظام امور توابع لرستان فيلى كه مشتملست بر گرمسيرات نيز منظور نظر فيض‌پرور بود ، اردوى كيهان پوى چون بحر متلاطم و درياى متموج در حركت آمده ، منزل موسوم بهر رود مضرب سرادقات نصرة نمود گشت . آن شب چرخ سفله آغاز سرد مهرى كرده ، سردى هوا بغايت و سورت سرما بنهايت رسيد . زمين صفحهء فولاد شد و هوا قطعهء سنجاب . هوا كافورتيز گشت و زمين سيماب خيز . باوجود آنكه قاطر خانهء سركار وسعت‌مدار هيزم بسيار جمع آورده ، در اكناف سراپردهء عليه خرمن كرده بودند ، دو سه نفر از اهل كشيك بر جاى خود افسرده ، از شدت برد و سميت باد سرد مردند . الغرض در منزل مذكور آن شب به صد هزار رنج و تعب بپايان رسيد و سحرگاهان كه مهر جهانتاب بر ساحت احوال افسردگان تابيد و فروغ خورشيد خاور موجب گرمى هنگامهء جهان گرديد ، افسردگان را جانى بر تن و روانى به بدن باز آمده ، معسكر نصرة اثر روى توجه بمنزلى ديگر آورده ، ماه سر علم همسر آفتاب و آفتاب سر طوق رايت زرين پرچم همدوش مهر جهانتاب گشت . روز ديگر در قصبهء خرم‌آباد سرادقات فتح آيات قبه بر قبهء سماوات افراشت . اسمعيل خان فيلى ، كه از راه