گردنكشى گردن بطوق فرمان درنياورده بود ، در آن مدت در زواياى لرستان پريشان و بىسامان مىزيست ، از خبر وصول كوكبهء عز و شان ترك موطن و مسكن و قطع نظر از فرزندان و زن نمود .
شوريدهوار و پريشان حال پاى فرار بجانب پشت كوه ، كه انجام محال لرستان و آغاز بلاد رومست ، گشود و بوادى عزلت و فيافى ندامت را بقدم حسرت مىپيمود . حضرت ظل اللهى فوجى از بهادران رستم نبرد هامون نورد بجستجوى او مأمور بتكوپوى فرموده ، مأمورين بنه و اسباب و حتى اسبان جنيبت او را بدست آورده ، مشار اليه خود جريدهوار از چنگ دليران فيروز جنگ و نهنگان درياى نام و ننگ خلاص يافته ، بسوى ديار روم شتافته بود . يكى از بنى اعمام او به شرف حكومت الوس فيلى ولايت لرستان مرتبهء سرافرازى يافت و بهر شعبه از طايفهء مزبور ريشسفيدان كاردان گماشته ، ساير امور آن صفحه را از فيضبخشى راى ملكآرا نظام و انتظام داده ، سيركنان و شكارافكنان بجانب دزفول عنان شوكت گشادند . چون بلدهء دزفول مقر خيول نصرة شمول شد ، بعرض حجاب بارگاه جلالت و ابواب خرگاه شوكت رسيد كه اعراب بنى لام كه نيز از باديهنشينان بوادى بغداد مىباشند رخت تجاوز از حدود موقف خويش به اين نواحى كشيده ، بعضى اوقات آزار و اضرار ايشان بمردم توابع دزفول و مترددين آن حدود ميرسيده است . چون اين خبر معروض خديو جهانپرور گرديد ، نظر على خان زند و فوجى از بهادران پيروزمند و دليران شهابتير مجرهكمند را برسم چپاول بتاخت الوس آنها تعيين فرمودند . مأمورين مسافت بسيار را در زمان كم نورديدند . چون بمكانهاى توقف ايشان رسيدند مشخص شد كه جماعت مزبور را خبر وصول موكب منصور متوحش كرده و بتعجيل از مكان توقف كوچيده و از شط عماره كه در آن حدود سامان ايران و رومست گذشته ، رخت عافيت از معرض تلف بيرون و خويشتن را بمأمن دشت و هامون كشيدهاند . مأمورين را از فقدان آنها يأس حاصل گرديده و عنان بجانب رجعت منعطف گردانيدند . در عرض راه با اعراب آل كثير كه در هنگام طغيان
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٢٩