تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
اليه را در امضاى آن عزيمت باز مىداشتند و از القاى سخنان هراس انگيز رسوخ آن اراده را پيرامون خاطرش نمىگذاشتند ، و الا بر راى دوربين ارباب عقل و تميز پوشيده نخواهد بود كه صدور اين گونه حركات از خان عالى مقام از آغاز تا انجام نه از راه طلب و جاه رياست و تقاضاى شوكت و شهامت بود ، بلكه بوسواس همان عقيدت غولان راه ابواب فتنه را گشودند ، زيرا كه از دولت خديو كشور مروت اسباب دولت خان مزبور همواره مهيا و ادوات شوكت و شهامتش پيوسته پابرجا و مشار اليه نيز در شيوهء اخلاص و ارادت عارج معارج اعلى بود و در هرصورت بعد از تحقيق و تشخيص ورود زكى خان بتوابع فيلى حضرت گيتىپناهى نظر على خان زند را و فوجى از بهادران فيروزمند بتعاقب او تعيين و روانه فرمود . چون نظر على خان زند و سپاه فيروزى نشان متوجه جانب او و به جهت تنبيه و تأديب مشار اليه رزم طلب و جنگجو شدند ، ارباب وسوسه و ديو سيرتان افسونگر ، كه هميشه غول راه و اصل شجرهء تقصير و گناه او بودند ، راه سخن و فرصت افسون و فن جسته ، او را از غضب قهارى مخوف و راى او را از توسل و تشبث تخويف و بعزم توجه جانب پشت كوه اعمال فيلى جنابش را تحريك و او را تا اقصاى پشت كوه و آغاز سامان روم برده . نظر على خان نيز در تعاقب لازمهء سرعت نموده ، با خان مشار اليه تلاقى و از طرفين صفوف مقاتله بسته و بهادران جانبين دسته بدسته در مواقف خود قرار گرفته ، آتش گيرودار شعله كشيد و شعلهء كارزار بچرخ اثير رسيد . دليران دست باستعمال آلات حرب بردند و بهادران پاى مردى مردانگى در ميدان افشردند . خم روئين در خروش و خونها از آتش غيرت به جوش آمد . در بين وزيدن تندباد عنا و در حين هيجان آتش هيجا عساكر جناب زكى خان عنان خوددارى از كف داده ، يساقچيان دست از محافظت پشت كوه كوتاه كرده ، سلك جمعيت لشكر زكى خان پراكنده و صفوف سپاه او از جا كنده ، سركردگان او كه بنحو مسطور مصدر انواع شر و شور بودند دستگير و گرفتار و بحضور داور جم‌اقتدار رسيده ،