و كارتيل و بالاخره بخت مسعود مشار اليه را دليل و روى نيازمندى به حضرت وكيل آورد و آنحضرت از آنجا كه پيوسته دستگيرى از پا افتادگان مخمر خاطر خطير و يارى تنها ماندگان شيمهء ضمير منيرشان مىبود مقدم او را گرامى داشته و سربسنگ حوادث آمدهاش را باوج سپهر افراشته ، خود و عيال و اطفال او مدة العمر ممنون نوال احسان آن حضرت بودند ، چنان كه بعنايت الله تعالى در موضع و موقع خود رقمزدهء كلك مشكين رقم خواهد گشت . ديگر فتحعلى خان افشار و كاظم خان قراجهداغى و پناه خان جوانشير و نجفقلى خان و شهباز خان دنبلى و كوچ و خانوار احمد خان برادر مشار اليه ، كه او خود به جهت ضبط و نسق خوى و سلماس از الكاى فلك اساس مرخص و مأمور بتوقف بود و حاجى على محمد خان مراغهاى و حاجى خان كنگر لوى نخجوانى و برادرزادگان حسينعلى خان ايروانى بيگلر بيگى چخور سعد و رضا قليخان گنجهاى برادر شاهوردى خان قاجار زياد اوغلى بيگلر بيگى قراباغ و امير كونه خان افشار ايرلوى طارمى و ساير ريشسفيدان و سرخيلان ايلات و الوسات افشار ارومى و شقاقى و شاهسون و ديگر وجوه قواد و رؤس افراد ، كه خالى از تكلفات منشيانه و بيرون از اغراقات دليرانه ، چنين اجتماعى از گردنكشان الكاى مزبور در كمتر عهدى دست داده ، اتفاق افتاده بود . مختصر سخن : رايات فلك همسر و اعلام ظفرپرور باشوكت وافر مرحلهنورد سفر خيريت اثر و چون خورشيد انور ذات معدلتگستر عرصهطرزان بوم و بر و از تفضلات حضرت داور ساحت آن خجسته كشور از فيض قدوم آن طرازندهء ملك و افسر زيب و زيور گرفت . زكى خان از آن خبر وحشت اثر متحير و مبهوت گشته ، چون توقف را وراى قدرت خود ديد و صورت مقاومت نقشپذير خاطرش نگرديد شروع بجمع آورى كوچ و بنهء ملتزمان معسكر قيامت اثر و زنان و فرزندان اهل بلده و بلوكات اصفهان و هركس كه او را بخاطر و گمان مىگذشت كرده ، روى بتقديم و تمشيت اين مهم عظيم وخيم بىحاصل آورده ،
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١١٤