تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
اين معنى موجب جرأت ديگران گرديده ، اكثرى اين شيوه را معمول و از خدمت زكى خان نكول نموده ، چون مشار اليه كار را چنان و لشكر را بدان‌سان ديد و آن كثرت عيال و اطفال و غوغاى زنان و طفال و هنگامهء نسوان و رجال بطريق مذكور كلك بلاغت منوال موجب شوريدگى حال او گرديد ، مخدرات حريم جلالت را كه از اصفهان همراه برده بود و جميع اين كوچ و خانواده و عدت زن و مرد بسيار را برجا گذاشته ، كوچ و بنهء متعلقان خود را همراه برداشته ، با جمعى از غلامان و نزديكان فرار و روى بولايت عربستان نهاد . نظر على خان مستوران ستر دولت را با ساير كوچ و بنهء اهالى لشكر و مردم ولايت و اموال و اسباب از هرگونه و هرباب با خود برگرفته ، مراجعت باصفهان و تشرف بحضور خديو جمشيد سان رسيد ، از وقايعى كه در اصفهان روى داد قضيهء قتل تراب خان بود . مفصل آن واقعه چنانست كه : تراب خان چكنى مردى بود عاقل فرزانه ، خداوند رفتار عاقلانه ، از جملهء فدويان دولت و در سلك مقربان حضرت بود . بعد از مراتب حركت زكى خان شغل خطير كشيك و حراست نفس نفيس متعلق بمشار اليه و در دولت عليه مدار اليه ، روزى مورد قهر و غضب قيامت لهب گرديده ، به حكم حضرت ظل الله بقتل رسيد . ميرزا عقيل اصفهانى ، كه از جملهء مستوفيان عظام و در سلك مقربان و دبيران عطارد مقام منسلك بود ، با دو سه نفر ديگر در آن روز همان شربت را چشيدند ، گناه حقيقى و تقصير واقعى ايشان بر اخلاص كيشان مشخص نشد . معلومست كه ضمير منير سلاطين آئينه‌اى از حقيقت و گنجينهء اسرار احكام قضا و محل اشراق انوار هداست . امرى كه از ايشان صدور نمايد خالى از سبب و جهت و عارى از كليهء علت نخواهد بود . اگر حقيقت بر ديگران مستور ماند و كسى ادراك موجبات لطف و غضب ايشان را عالم نمىتواند بود ، زيرا كه رازهاى سلاطين از ملزومات امور جهانداريست .

بيان ظهور نوروز سلطانى و گوهرريزى سيماب نيسانى در سال هزار و صد و هفتاد و شش هجرى

خسرو سيارگان و عطيه‌بخش عوالم امكان از دار الملك حوت
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 116 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى