كثيرست حربه به او افكنده . دوحهء حياتش را از حديقهء جوانى بركند و صرصر مرگ غبار وجود آن تازه جوان را افنا فناى عالم نابكار افكند .
ذكر حركت موكب مصور از ارومى و وقايعى كه مقارن اتفاق افتاد و گزارش زكى خان زند
كلك شيرين گفتار فسانهپرداز و خامهء ورقنگار صفحه طراز بدينگونه نگارندهء اين خبر و گزارندهء اين سمر مىگردد : رود ارس كه از مشاهير رودهاى كبيرست در وسط آذربايجان جارى و متصل بدرياى خزر و باب الابواب و بلاد و الكاى مذكور آنچه در ماوراى رود مزبور واقع گرديده است مشهور است بولايت آن طرف آب ، كه غرض از آن شيروانات و ساليان و بادكوبه و قبه و شاپوران و دربند باب الابواب ، چون بمرمت بانى عدل جهانآرا و تعمير معمار لطف مملكت پيراى خديو كشورگشاى ولايات اينطرف آب رونق و انتظام گرفته ، حكام نيكوكار تعيين و برقرار فرموده ، راى ملكآرا بانتظام مهام ولايات آن طرف واقع و رايات فتح آيات از ارومى متحرك و بيش خانهء همايون در طريق خروج از شهر سالك شدند . از فغان گور كه و نعرهء كوس و خروش ستوران حرون و سهيل اسبان شموس ولوله در طاق سپهر آبنوس و زلزله در كاخ چرخ سندروس افتاده ، مواكب سعادت كواكب منزل به منزل طى مراحل فرموده و دار الارشاد اردبيل مقر كوكبهء عساكر نصرة دليل و آفتاب عالم تاب ذات معدلت صفات ببرج دولت تحويل يافت . در آن هنگام چاپاران مسرع از الكاى عراق رسيده ، واقعهء زكى خان رسانيدند .
مفصل اين مجمل آنكه : زكى خان از قراريكه سابق نگاشتهء قلم بدايع رقم شد ، عمزادهء حضرت ظل الله و آن حضرت را شفقتى مفرط نسبت بخان مشار اليه و او نيز در مقام اخلاصمندى ثابت قدم و سلسلهء ارادتش بغايت متين و محكم و همواره سالارى كشيك و حراست نفس نفيس و ضبط و نسق درب دولتخانه متعلق بخان مشار اليه بود . در قضيهء حال فتحعلى خان بنحو تقرير كلك دو زبان مصدر خدمت نمايان و محامدات شايان گرديده ، و ليكن در همان اوان بتضريب جزوى از وكلاى سركار عصمت مدار رنجيده ، چون اعتماد كلى بالطاف و اشفاق