تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
مىيابد و طبع غيور سلاطين كامگار برنمىتابد . شيخعلى خان را در آن اوان مرض غرور بر مزاج عارض و مستى نخوت با عقل او معارض گرديده ، پا را از حد خويش فراتر كشيده ، اساسى افزون از مقدار چيده بود . بعرض اقدس رسيد كه چيزى از قليل و كثير به مهر و برات خود بعضى از ولايات مفتوحه حواله داشته و به جهت ايصال آن محصل گماشته . اين معنى موجب اشتغال نواير غضب قيامت لهب و احتراق اسباب عزت و آبروى او را باعث و سبب گرديد . پس شبى مشار اليه را بخلوتگاه حاضر و بمحفل سراى اختصاصى طلبيده ، ميل بر چشم جهانبخش كشيدند . چون برادر مشار اليه چندى قبل ازين واقعه بحكومت الكاى گيلان در حقيقت موروثى و مكتسبى او بود در سلك ملازمان ركاب ظفر انتساب منصوب و از جملهء ملتزمان موكب سعادت كوكب محسوب بود در همان شب حسب الامر خديو كسرى حسب بحضور معدلت دستور جلب و مجددا بحكومت گيلانات مفتخر و بحبس و قيد نظر على خان مأمور و مقرر و بچاپارى روانه فرمود و مشار اليه در استعجال نوند از ريح عاصف و جلوه از برق خاطف عاريت نموده ، پاى سرعت بصوب مقصود گشود و بورود رشت نظر على خان از بيم همدستى برادر انديشه‌مند و از سخط طبع غيور خديو منصور ناخرسند بود ، ليكن چون خديو عدل‌ساز جورسوز شيخعلى خان را بعد از دو سه روز كه در حبس و قيد داشت اطلاق و مورد الطاف و اشفاق و تيولات و مقررى او مزيدى الحاق فرموده ، از راه مرحمت و مروت كه سرشتهء آب و گل و مخمر دل رأفت مايل بود لازمهء عنايت و نوازش دربارهء او معمول داشتند . نظر على خانرا نيز بعد از استبعاد بتقبيل عتبهء سپهر استعداد مرخص و از حبس و قيد مستخلص و بطريق سابق مستظهر بخدمات لايق ساختند . سبز على خان زند كه كيفيت احوال او نگاشتهء كلك گهر پيوند و بطريق اظهار و بروز مأمور بايالت سرحدات فيلى و عربستان بود ، در آن اوان كه خبر بيلطفى داور جمشيدشان نسبت بجانب شيخعلى خان منتشر گرديده ، باعراب و غيره رسيده بود ، در روزى كه سبز على خان مشار اليه باعراب كثير در پيوسته ، صفوف حرب و ضرب بسته بود ، شيخ علوان كه يكى از مشايخ اعراب
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 109 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى