حريم دولت رسانيده ، بر راى ملكآرا معروض گردانيد . حضرت ظل اللهى بعد از اطلاع و آگاهى از حقايق احوال كماهى و تشخيص و تحقيق آنگونه روسياهى خلاصهء اين گروه شوم و اصل همعهدان آن فعل مذموم بر حكم مقيد و بعد از مكالمات و تحقيق حقايق حالات و اقرار ايشان بر تقصير و ثبوت آن جرم عقوبتپذير ابراهيم خان نوبرى و مطلب خان كرمانى و شهباز خان مككى و چهار نفر ديگر را بر خويشتن غالب ديد بساط بزرگى را درنورديده ، اساس فروچيده را برچيده و روزى بنااميدى و نابرادرى از درون شهر قدمفرساى وادى و خود را باصطبل سركار وسعتمدار رسانيده ، بستنشين و متشبث بحبل المتين كمند سعادت سرمد گرديد . حضرت ظل الله گردون دستگاه از غايت مروت جبلى و نهايت رأفت و مرحمت ذاتى جان و ناموس او را امان ، كارگزاران درگاه فلك اشباه اموال او را بخزانهء عامره سركار فرستادند . چون ابواب اين فتح عظيم بر رخسارهء امناى دولت ابد مدت باز و نسايم رحمت خالق بندهنواز بر روضات احوال اهل ارومى در اهتزاز شده ، مواكب نصرة كواكب در طالعى مسعود و زمانى محمود بشهرستان ارومى ورود فرموده ، چون جان در غالب بشرى و چون روح در كالبد عنصرى قرار گرفتند و غبار نوايب و فتن و گرد مصايب زمن را بزلال لطف و احسان و جاروب اكرام و انعام از خاطر رفتند .
بيان قضيهء عماى شيخعلى خان و چگونگى وقايع آن زمان
بر خاطر اولو الابصار والالباب و ضماير ناظران اين كتاب مستطاب مستور و پوشيده نماند كه بمصداق « الملك عقيم » سلاطين صاحب تمكين و كشور خدايان زمين را برادر و فرزند و خويش و پويند و سزاوار نيست ، زيرا كه اقوام و عشاير نسبت بلازم بايد ملازم و چاكر و بنده و فرمانبر باشند . اگر اقرباى سلاطين خواهند كه بمقتضاى قرابت عمل نمايند و بهنجار اقربا رفتار آرند نظام ملك بالضروره خلل