و تصميم تاديب فرقهء شوميه فرموده ، جمهور و امرا و رؤساى ملك آذربايجان ، مثل كاظم خان قراجه داغى كه از اعيان امراى آن ولايت و ملاذ سپاهى و رعيت بود و شهباز خان دنبلى و احمد بيك برادر او و پناه خان جوانشير و قاطبهء صغير و كبير شرفپذير خدمت داور جم نظير و پناه خان مزبور نيز از جملهء اعاظم الكاى مذكوره و ايلات توابع او از جوانشير و قزاق و برچلو ، زياده از بيست هزار خانوار و قلعهء داور مشهوره بقلعهء شيشه و آن كوهيست مرتفع و متين و قلعهء خدا آفرين ، فرازش با افلاك محاذى و اوجش با سماك موازى ، مشار اليه در آن حدود از گردنكشان احدى را خدمت نكرده و گردن بطوق اطاعت احدى درنياورده ، از آنجا كه اين دولت را سزاوار خدمت و آنحضرت را در خور طاعت ديده ، راه نورد بوادى عبوديت گرديده . مختصر سخن : خديو لشكرشكن و موكب دشمنفكن بخارج اروميه رسيده ، آن فضاى بهجتافزا مطار عقابان رايت فلكساى گردون فرساى گرديد . اروميه قلعهايست متين و مستحكم و حصاريست استوار و منتظم ، توابع آن متصل بولايات بسيارى فزون از آنكه بسرانگشت تصور تعداد آحاد آنها توان نمود وعدهء حضرات مزبور زياده بر آنكه به كار مآت و شمار الوف بتوان زبان گشود . بىتكلف حشراتىاند مخلوقات صحرا و كوه و بهايمىاند مشتمل بر چندين گروه ، آنها را مذاهب مختلفه مىباشد ، ارباب ادراكشان طريقهء سنت و جماعت دارند و از مذاهب ساير تفحص كنندگان عقول و اذهان سر بدر نمىآرند . در مذهب و در قتال و قطع طرق و نهب اموال و طريقهء انقياد و اسر نساء و قتل رجال جماعت افشاريه به علت قرب جوار با آنجماعت سازگار و بتقريب همسايگى و همخانگى با يكديگر يار مىباشند . خديو كشورستان چون ظاهر اروميه را جلوهگاه شيران بيشهء هيجا و مقر دليران قلعهگشاى فرمودند كرة بعد اولى و مرة بعد اخرى سپاهى از حد تخمين بيرون و لشكرى از ريك هامون بيش و افزون برسم چپاول بر سر آن طايفه
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٠٥