از فتنهانگيزى دلگير هنگامهاى برپا شد كه خفتگان خاك به گمان قيامت سر از نهانخانهء قبور برآوردند و غوغائى پديد آمد كه جمع كروبيان بتماشا سر از دريچهء افلاك بيرون كردند . صفوف دست چپ فتحعلى خان و لشكرهاى دست راست سپاه نصرة نشان كه ضبط و نظم آن در عهدهء جناب شيخعلى خان بود هجوم كرده ، تاختن آوردند . پاى ثبات و قرار ايشان سست و عهدشان با هزيمت درست آمده ، روى از ميدان جنگ و عنان از مضمار نام و ننگ برتافته و لشكرهاى دست راست شكست يافته ، دست چپ فتحعلى خان از عقب هزيمت كردگان روان و ارتفاع گرد باوج گردون گردان و هيجان غبار بر فراز هفتم آسمان شد . چون ميدان هيجا و مكان آن غوغا با سنگر و بنه شش فرسنگ مسافت داشت و هجوم گردوغبار روى بجانب سنگر نهاد نادر خان زند در محافظت بنهء لشكر فيروزمند ارتفاع غبار و نزديك شدن گرد را بر شكست لشكر و هزيمت خديو كشور ظفر محمول داشته و در ساعت خدام حرم محترم و سوارهء بنهء انجم حشم را برداشته ، روى بجانب عراق گذاشتند ، ساير اهل اردوى همايون و ساير ماندگان سپاه سعادت رهنمون نيز احمال و اثقال را برجا نهاده ، هر فرد پاى هزيمت بجانبى گشادند و هردسته عنان فرار بصوبى دادند و در طرفة العينى جميع آن جمع كلى در روى هم شكسته ، شيرازهء اتفاقشان گسسته گشت . بعضى افواج فتحعلى خان كه از عقب گريختگان شتافته بودند بر بنه و اموال و اسباب باقيمانده درآويخته ، گرد از بنياد بنه و دود از نهاد بقيهء مردم برجا مانده برانگيختند . نادر خان با خادمان حريم عز و شان تا همدان و بعضى متواريان هزيمت تا اصفهان رسيده ، متفرق گرديدند .
بيان افتتاح ابواب نصرة و ظفر بعد از شكست لشكر فتح پرور در قراء خمسه بلطف خالق خير و شر
سالار سپاه نامه يعنى خامهء عنبرين شمامه در صفحات اين كتاب مستطاب ابواب فيروزى را بدينگونه بر چهرهء ارباب دانش مىگشايد كه : چون به نحوى كه صورت نگارش گرفت شيخعلى خان كه سالار دست