فتحعلى خان را كه از اموال بنه گرانبار و بىخبر از شكست فتحعلى خان در راه مراجعت گرم رفتار بودند ملاقات كرده ، بهركس كه برمىخوردند از نخل زندگانى و نهال عمر و جوانى بيزار و بهريك كه روى مىآوردند بسوى ملك عدم روى مىآوردند و جمعى كثير از آن طايفه در عرض راه بر خاك و جمعى غفير از آن فرقه را از پشت زين بر زمين هلاك انداخته ، زاويهنشين خلوتگاه خاك ساختند و آنشب در مكاتبه در سنگر بسر آورده و چاپاران مسرع بطلب نادر خان و ساير هزيمت كردگان روان كرده ، مراجعت باردوى همايون و عطف عنان بجانب معسكر ظفر مقرون فرمودند . الحق اين واقعهايست كه گوش هيچ شنونده مثل آن را نشنيده و اين قسم حكايت را هيچ بيننده در تواريخ سلف نديده و در صورتى كه شكستى چنان در عرصهء ميدان و اعاظم بنيان صفوف لشكريان روى نمايد و بنحو ذلك خبر تفرقهء لشكر و تلاشى جميع بنه و سنگر در چنين هنگامى مىآيد ثبات و پايدارى شهريار از جملهء خوارق عادات و استحكام و استوارى صاحب كار از مقولهء ممتنعات و اين معنى فوق حوصلهء بشر و فزون از قوهء مخلوقات خالق خير و شر مىنمايد .
بيان چگونگى محاصرهء قلعهء اروميه و بقاياى احوال فتحعلى خان
فاتح ابواب قلاع صفحات و اوراق ، يعنى كلك فصاحت سياق ، فسانهپرداز اين حكايت مىگردد كه : فتحعلى خان بعد از انهزام از ميدان جنگ و انصراف زمام ادهم برق آهنگ از عرصهء نام و ننگ روى بقلعهء ارومى آورده ، در پناه نسج العنكبوت ديوار و حصار خزيده و قلعهنشين و عاقبتگزين گرديده . حضرت ظل الله فلك دستگاه امور مراغه و خوى و سلماس و تبريز و ساير بلاد و امصار را تمشيت كلى داد و حكام لايق بولايات مفتوحه فرستاده ، جميع امور از نزديك و دور بر وفق معدلت و اقتضاى مروت و مرحمت صورت انجام پذيرفت . پس عزم توجه بجانب اروميه