اسكندر از ياد رفت . رصدبندان تقاويمشناس و مسطربندان حكمت اساس احكام اجرام را اقتباس و در رفتار افلاك ملاحظهء اوضاع و از گردش انجم تحقيق ضرر و انتفاع كرده ، نظرات كواكب را به نظر تدقيق درآورده ، ساعتى قرين انواع سعادت و طالعى دور از شوايب فسادات به جهت تحريك الويهء جاه و جلال و استعلاى اعلام نصرة و اقبال مشخص نمودند . پس در وقت مختار صرصر عاد و سيل قمع بلاد يعنى طوفان حادثهزاى و فزع نيستىگراى مهياى راه و مركب كوه برانداز زمين فرساى از جاى جنبيد و آشوب فزع اكبر و غوغاى روز محشر در رهگذر لشكر قيامت اثر هويدا گرديد . نواى ناى ساكنان صوامع ملاء اعلى را كر كرد و نعرهء روئين دراى بنيان قصور سپهر و الا را از بن برآورد و رايات شوكت و شان فلكسا و ماهيچهء اعلام ظفر توأمان از افق شهر طهران ، پيش خانهكشان همايون از خيام فلك نمون بر زير ربع مسكون گردونهاى ديگرگون كشيدند و پيشخيزان موكب سعادت مقرون از صناديق امتعه و سفارش اقمشه و بستهاى يراق و دستهاى سلاح و يساق بر زير همديگر چيدند . القصه اردوى همايون از شهر بيرون و معسكر كيهان گرد ناحيهفرساى هامون شد . پس در هرمنزلى جهان تازه برپا و در هرمرحلهاى كشورى نو آشكارا مىگرديد ، تا اراضى و الكاى آذربايجان از فر قدوم به جهت لزوم حسرت خلد برين و صحارى آن كشور فسحت بنيان از ميمنت قدوم سعادت توأمان غيرت نگارخانهء چين گشت و مشخص گرديد كه فتحعلى خان افشار اين بار از بيم سحاب حادثهبار اردوى ظفر شعار با لشكرهاى خونخوار و افواج سپاهى افزون از حد تذكار موكب منصور را استقبال و از تبريز گذشته ، در موضعى قريب بقرا چمن بنهء همايون و اغروق سپاه ظفر مقرون را در پشتهء رفيع و قلهء منيع كه كوه الوند سنگريزهء دامان و جبل دماوند سنگرهاى استوار و اساسهاى پايدار مستحكم داشته ، نادر خان زند و
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٠٠