تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و ياسمين را بيك‌ديگر پيوستند . دامان كوه و كمر از جوشن سبزه - هاى تر رشك سپهر اخضر و فضاى بسيط اغبر از هجوم گلهاى عنبر احمر افق خاور شد . هزاران هزاران دستان‌سرا در صحن گلستان بنواهاى دلستان سرودخوان شدند و قمريان خوش الحان در ساحت روز رخشان بناله و افغان نواسنج و نغمه‌سرا آمدند . در عمارات عاليات طهران محافل بهشت مشاكل و مجلس مينو شمايل برسمى كه سزاوار و آئينى كه شايستهء آن خديو صاحب اقتدار بود صورت انجام گرفته ، خلعتهاى زيبا و كسوتهاى ديبا طراز سراپا و زينت قامت و پاى چاكران كرياس سدره اساس و بندگان درگاه قلك مماس گشت . قبل از اين نگاشتهء قلم بدايع‌نگار شد كه فتحعلى خان افشار در ورود بطهران در رفاقت محمد حسن خان گرفت و بجانب آذربايجان رفته و در قلعهء ارومى طوايف افشار و مردمان اطراف و اقطار را جمع آورده ، اساس خودسرى و دستگاه مهترى برپا كرده ، در آنمدت كه موكب ظفر نشان داور كسرى نشان در طهران انتظام بخش امور پريشان ولايات عراق و توابع آن بود فرصت نموده ، بمرور پاى جرات بنواحى بلدهء تبريز و مراغه و غيره گشوده بود . درين سال همايون فال تدمير و گوشمال او وجههء همت دريا وسعت كارگزاران دولت ابدى الاتصال گرديده ، درياى لشكر بجوى و قلزم خطر بخروش و موجهء لجهء تيغ و خنجر باوج سپهر جوشن‌پوش ، اخترشناسان حكمت‌پيشه و زيج‌دانان صائب‌انديشه به جهت تحقيق ساعت ميمون و تدقيق در طالع همايون اسطرلابهاى جهان‌نما بركف ، در ساحت كرياس گردون اساس صف گرفته ، چون ساعت معين در رسيد رايضان رياضت كار و كميتان برق پويهء باد رفتار را بپيشگاه حضور كشيدند . پاى دولت ركاب‌فرسا و كلاه كوشهء جلالت فلك‌سا گشت . دنباله‌داران موكب منصور ، از نديم تا دستور ، از نزديك و دور در حركت آمده ، در خارج شهر طهران نقل مكان ، اردوى كيهان‌پوى واقع و ظلال خيام مرتفع شد ، نور