بودند درآمد . وقوع اينگونه قتل و غارت موجب جمعيت گرديده ، سه چهار هزار نفر از اهل ايلات و مردم مازندران و استراباد بر سر محمد خان جمعيت نمودند . محمد حسين خان بعد از اطلاع بر كيفيت اين واقعه و آگاهى از جمعيت محمد خان از دخول مازندران عنان كشيده ، از فيروزكوه متوجه هزار جريب و از آنجا باستراباد شتافته و شهربند استراباد را متصرف و شروع بافساد بطريق مختلف كرد . محمد خان از حركت حسين خان بصوب استراباد قطع نظر نموده ، از مازندران اطمينان حاصل و قلع افاغنهء سنگر را پيشنهاد دل ساخت . پس اعوان خود را جمعآورى ، عزم سنگر افغانان كرده ، از آغاز آن روز تا بانجام هرچند مجادله نمود در اميدى بر روى خاطرش نگشود . روز ديگر كه لشكركش مهر انور بر حصن حصين افق مسلط گرديد محمد خان مجددا يورش كرده و روى بسنگر آورده ، افغانان به قدر حال در مدافعه كوشيده و بالاخره مغلوب گرديدند . افواج و اعيان و اعوان محمد خان بسنگر ريخته ، به آن جماعت درآويخته ، جمعى كثير از آنها بقتل آمده ، اموال و جهات و نسوان و احمال و اثقال و منسوبان و اطفان در عرصهء يغما درآمدند .
ذكر بقيهءاحوال محمد حسن خان قاجار و بيان سوانح و وقايع آن زمان
كميت تيزگام قلم در شاهراه ورق به اين قانون و اين نسق پاى رفتار مىگشايد كه : محمد حسن خان پس از فرار از خارج شيراز با معدودى از متابعين كه با او موافقت نموده ، راه خدمتگزارى و طريق يارى پيموده بودند وارد باغ قوشخانهء خارج دار السلطنهء اصفهان و مركز حسين خان دولو را خالى ديده ، سبقت حركت او بيشتر موجب تفرقهء خاطرش گرديده . زياده يك دو ساعت در باغ مزبور توقف ننموده ، روى به راه مازندران گذاشت . بعد از ورود ببلدهء طهران فتحعلى خان افشار و شهباز خان دنبلى كه تا به آنجا شرايط موافقت را مرعى داشته ، گامدرگام او گذاشته بودند ، ترك موافقت كرده ، با وصول رخصت روى