و برين نوع آگاهي داد - كقوله تبارك و تعالى
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ
- چون نزول اين آيت در شان آن ياران رسيد پيغامبر صلى الله عليه و سلم عذر ايشان قبول كرد - و آن مال بدرويشان داد - چون حضرت رب العالمين سلطان فيروز شاه را همه افعال احسن و خصال مستحسن الهام كرد از وي همه كارهاي لطيف و كردارهاي شريف در وجود ميآمد - المقصود چون بر خانجهان فرمان سلطان فيروز شاه رسيد دستور مذكور چون دستوران شاه فغفور براي تفحص اين كار و تجسس اين اخبار در نشست - هركه از لشكر بازميگشت سرهنگ ديوان بر قانون مجرمان او را ميگرفت - در ديوان از حال او ميگفت - و اگر آن شخص چاكر بودى بر او تدارك معنوي شدي چنانچه بعض معارف را همينقدر تدارك كرده كه يكان و دوكان روز از سبب مزاج پادشاه ميان بازار بديدن خلائق صغار و كبار در كنده كشيده - بعده رها كرده - هم بدين تدارك اكتفا كرده - فاما نان و ديه و وجه ايشانرا ذرهء مضرت نرسانيده - اين « 2 » چه بود - اين « 3 » از خوب اعتقادي و احسن صفاتيء شاه بود كه رخ نمود - و اگرنه اينچنينها در قهر ملكي هيچ كسى با قوت و جلادت روا ندارد و نداشته است *
* بيت *
عفو را پيش ساز در عالم * * عفو بهتر ز گوهر كانيست
آنكه بر منهج تكبر رفت * * تا ابد در غم و پشيمانيست
هامش
( 2 ن ) اين همه چه بود *
( 3 ن ) اين همه از *