تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
وَ أَهْلُونا
يا نبي الله عليك الصلاة و السلام - ما را مال ما و اهل و عيال ما پايگير گشت - بدين سبب در ركاب دولت و سعادت پيوستن نتوانستيم - حضرت پيغامبر عليه الصلاة و السلام عذر ايشان نه‌پسنديد رخ مبارك از ايشان گردانيد - ايشان را تدارك معنوي فرمود - دستارهاي ايشان از سر ايشان فرود آوردند - ايشان را در ستونهاي مسجد بستند چنانچه معلمان مر كودكان صغير را ادب كنند ادب كردند - معهذا آن ياران آنچه در ملك خود داشتند به نظر پيغامبر صلى الله عليه و سلم آوردند - و تقرير كردند - يا نبي الله عليك الصلاة و السلام چون از شومت اين مال احوال ما برين مقال كشيد حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و سلم از ما رنجيد هريكي از ما اينچنين محنت ديد آنچه « 2 » از متاع دنياوي داشتيم ازان تجريد « 3 » شديم - التماس ميكنيم كه حضرت مصطفى صلى الله عليه و سلم اين مال از ما بستانند - و به نظر خويش قبول فرمايند - و اين مال بدرويشان عطا گردانند - و از ما خشنود گردند « 4 » - و از سر ما بازآيند - با آنكه آن ياران اينچنين كردند و در عالم تجريد و تفريد سر نهادند با اين « 5 » هم حضرت مصطفى « 6 » صلى الله عليه و سلم با ايشان بازآورد نكردند - آن ياران شكسته خاطر گشته چون مغمومان و محزونان بدر دوست نشستند - حضرت الله تبارك و تعالى بقدرت اعلى بر پيغامبر صلى الله عليه و سلم فرمان فرستاد
هامش
( 2 ن ) رنج از متاع * ( 3 ن ) مجبور * ( 4 ن ) شوند * ( 5 ن ) با اين همه * ( 6 ن ) پيغامبر *