تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
همدرين خيال گشته - وزيري همچو ارسطو « 2 » در مركز خود گذاشته كه مملكت او را برقرار داشته - چون بعد صد سال سلطان سكندر خوش خصال بسوي مملكت خود بازگشت چنانچه ملك به تسليم ارسطو كرده « 3 » بود اضعاف آن يافت - سلطان فيروز شاه چون سمت تهته رفت محنت و مشقت دامن دولت او گرفت - جوهر مشكلات سفت مدت شش ماه اخبار فيروز شاه با جيوش نيكخواه « 4 » كسي نگفت وزيري بىنظيري پرتدبيري همچو خانجهان را در شهر دهلي گذاشته بود - چون بعد از دو و نيم سال خسرو خوش‌خصال از مهم لكهنوتي و جاجنگر آمده چنانچه مملكت دهلي را معمور و آبادان در فرحت و راحت گذاشته بود اضعاف آن يافته - بلكه از آنچه بود زياده‌تر ديد - زهي وزير حلال خوار و زهي پادشاه نيكوكار - چنانچه مناسب اين خواجهء نظامي عليه الرحمة و الغفران فرمود * * بيت *
وزيري چنين شهرياري چنان * * جهان چو نگيرد قراري چنان

مقدمهء هفتم زاري كردن خلق در كونچيرن و تأسف كردن سلطان فيروز

نقل‌ست چون حضرت شاه فيروز صاحب نصرت و بهروز بمشقت بسيار و محنت بيشمار شدائد اليم و مكائد عظيم غربت بيحد و كربت بيعد دران صحراي جانگداز و واديهاي « 5 » دور و دراز از منزل
هامش
( 2 ن ) ارسطاطاليس * ( 3 ن ) داده بود * ( 4 ن ) هواخواه * ( 5 ن ) بيداهاي *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 214 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين