كنند - پنج هزار گروه هريك هزار عهدهء يكان ملوك كبار شده پنج هزار كشتي از هرجنس دران ولايت جمع شد - يك هزار كشتي بعهدهء خدمت والد و اودر اين مؤرخ شده « 2 » - القصه حضرت شاه فيروز فرمود كه اين تمام بحر ميان لب آب سند « 3 » روان دارند - و خود حضرت فيروز شاه در پناه آله با لشكر هم كرانه گرفته مقابل بحر شده ميرفت - چنانچه در « 4 » چندگاه در حدود تهته رسيد - خواجهء نظامي فرمايد * * ابيات *
چو تيرش گذر بر دليران كند * * نشانه ز پهلوي شيران كند
بهرجا كه نيروي شه پي فشرد * * ورا بود فيروزي و دستبرد
مقدمهء سوم نزول فرمودن سلطان فيروز در حريم تهته
نقل است دران ايام بحكمت حضرت علام « 5 » آباداني تهته در دو محل بود - يك محل كرانهء لب آب سنده جانب دهلي - دوم محل گذار لب آب سنده - جانب تهتهيان بسيار و بيشمار مرد انبوه هريكي باشكوه بلكه هريك تن چو انجمن بود با گرانيء كوه - جمله مرد جنگي - چنانچه از احوال قوت و جلادت ايشان ميان جهان و جهانيان معلوم و روشن است - دران ايام جام برادر راي « 6 » انّر و بانهبنه برادرزادهء او ضابط تهته بودند - انواع رعنائي در ميدان خود نمائي مينمودند « 7 » و با حضرت فيروز شاه ابواب « 8 » مردي بيمردمي ميكشودند - جمعيت بسيار جمع كردند - چون ولايت ايشان بسيار و بيشمار است التفات
هامش
( 2 ن ) گرديد *
( 3 ن ) سنده كرده *
( 4 ن ) سر *
( 5 ن ) آله *
( 6 ن ) راي تهته و برادرزادهء او ضابط اه *
( 7 ن ) ميپيمودند *
( 8 ن ) ابواب مبارزت ميكشودند *