ازين جهان نقل كرده بود - و خان جهان وزير باسم نيابت غيبت در شهر دهلي مانده بود - و در فراشخانهء حضرت فيروز شاه چنانچه آئين خسروان و قانون سروران است دو دهليز و دو بارگاه و دو خوابكاه و نوبت سنجري بر آئين مهتري برابر روان كرده - و مراتب مهم صد و هشتاد نشانه از هريك جنس - چنانچه تفصيل آن در قسم اول مشرح آمده است - و هشتاد و چهار طبل دمامهء شتري و اسپي و خري « 2 » و به مثل اين هريك كارخانه را اسباب روان كرده - چنانچه مناسب آن خواجهء نظامي فرمايد عليه الرحمة * * ابيات *
جهان در جهان لشكر آراسته * * ز بوق و دهل بانگ « 3 » برخاسته
سپاهى كه گر باز جويد بسى * * نه بيند بيكجاي چندان كسى
الغرض « 4 » چون حضرت شاه پاي در ركاب نهاد و عنان سمند دولت سمت « 5 » تهته كشاد نيت كرد تا ميان قصبهء اجودهن شده زيارت بندگيء شيخ الاسلام شيخ فريد الدين قدس الله سره العزيز بكنم - بعده پيشتر روان شوم - حضرت شاه با جيش دولتخواه بكوچ متواتر روان گشت - چون شاه جهاندار بعنايت حضرت پروردگار در حد قصبهء اجودهن رسيد براي سعادت زيارت خدمت شيخ چون معتقدان كوشيده - بعد « 6 » زيارت پيشتر روان شد - آن زمان كه در حدود بهكر و سيوستان رسيد فرمان از پيش خسرو جهان شد - تا بحر آن ولايت به تمام برابر ركاب شهريار عظام روان
هامش
( 2 ن ) چيزى *
( 3 ن ) شور *
( 4 ن ) في العرض *
( 5 ن ) به تهته *
( 6 ن ) بعده پيشتر شده *