و با راحت و فرحت تمام چنانچه در شرع آمده است خواندنيهاي بسيار خواندي - بعده پيشتر ميشد غلاف قبر خدمت شيخ ميگرفت اسرار و حاجات خود ميگفت - چون از زيارت فارغ ميشد زمانى مينشست - و بروح جميع خفتگان آن مقام باهتمام تمام فاتحه ميخواند چون از زيارت فارغ ميشد براي هريك مقبره كوههاي مال بر اندازهء هريك كه تعين بود خازنان بيت المال به حد كمال آن كوههاى مال براي فقرا و مساكين بينوا ميآوردند - و به نظر « 2 » حضرت فيروز شاه تسليم متوليان هريك مقبره ميكردند - به آن هم حضرت شهريار اعظم براي دلاساي يكان نفر امراي كبار از جملهء ملوك نامدار برابر متوليان خوشگفتار از پيش تخت تعين ميفرمودند « 3 » - تا مستحق محروم نماند - كرات و مرات خدمت « 4 » والد و خدمت او در اين مؤرخ نيز در بعضى مقبره تعين ميشدند - معهذا حضرت فيروز شاه « 5 » زيارت مشائخ و سلاطين اهل صفا بدين طريق كردى و بازگشتى - سبحان الله اين همه عطاي رباني و بخشش درگاه سبحاني است - و گرنه از آدميزاد جثهء از خاك و باد كى اين حسنها « 6 » آيد كه بر چنين آئينها « 7 » گرايد - هريكي از زمرهء انسان و فرقهء مؤمنان از جهت خود درين كوشند - كه ما نيكي كنيم و عمل نيك بجا آريم كه آن احسن
هامش
( 2 ن ) به نظر رحمت حضرت *
( 3 ن ) ميشد *
( 4 ن ) خدمت والد اين مؤرخ و اودر مورخ نيز *
( 5 ن ) شهنشاه *
( 6 ن ) اينچنينها آيد *
( 7 ن ) آيتها *