حضرت شاه با جيش هواخواه در دهلي آمد از دهلي سمت قلعهء نگركوت رخ آورد - به سمت حربيان زميندار ناچخ نه گرهي برآورد حضرت شاه با جيوش دولتخواه نزديك نگركوت رسيد - قلعهء نگركوت را بغايت محكم و مستحكم ديد - و راي نگركوت بالاي قلعه خزيد - جيوش منصور تمام ولايت راي مقهور را نهب و تاراج گردانيد - و بت جوالامكهي « 2 » كه معبد كافران است ميان راه نگركوت بود - درين محل راويان « 3 » گفته كه بت مذكور ميان حجرهء مستور است كه آن را طائفه هندوان ميپرستند - آنكه بعضى اهل كفر گويند ( چون سلطان فيروز دران مقام آن بت جوالامكهي رسيد مخصوص « 4 » براي ديدن او رفت و يك چتر زرين بر سر او داشت ) اين دروغ است زيرا كه اين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف از زبان خدمت والد بزرگوار خود شنيد - و دران وقت همراهي « 5 » ركاب رايات اعلى بودند فرمودند كه اهل كفر چنين الفاظ بر ذات احسن صفات سلطان فيروز شاه ابو البركات افترا كرده - سلطان فيروز شاه پادشاهي « 6 » ديندار و دينپناهي خداترس بود - مدت چهل سال كمال بمتابعت شريعت و طريقت اتباع نموده - ازو اينچنين چيزها چه نوع در وجود آيد - خدمت والد فرمود دران هنگام كه آن شهنشاه با عظام دران مقام رسيد و آن بت را ديد جميع رايان و رانگان و زمينداران
هامش
( 2 ن ) جالا مكهي *
( 3 ن ) راويان اكمل *
( 4 ن ) مخصوص كرده *
( 5 ن ) برابر *
( 6 ن ) پادشاه دينپناهى خداترسي بود *