تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
هيچ جائي راهي نه - غله و اقماش گران گشته - جمله خلق در مقامات تلفي نشسته - مدت شش ماه اخبار شهنشاه در دهلي نرسيده - خانجهان در شهر بغايت ترسيده - خان مذكور چون دستوران مشهور هرروز حواليء شهر سواري كردي - از هيبت او جملهء مملكت آراميده بودي - بعد از شش ماه بعنايت « 2 » الله تعالى چون چيزي راه و روي پيدا گشته حضرت جهاندار از غايت تفكر بسيار خواسته تا ابلاغي در دهلي روان كند - در ميان تمام لشكر ندا گشته تا مكتوبات اخبار سلامتيء خويش و چگونگيء احوال پيش بجانب اهل و عيال خويش بنويسند - و در دولتسراي برسانند - چون اين ندا دادند در دل خلائق ابواب شادي كشادند - تمام خلائق لشكر از اشراف قوم تا ارذال « 3 » مكتوبات حاجات خود كتابت كردند - و در سراي شهنشاه گيتيآراي رسانيدند - چندان مكتوب مرغوب جمع شده كه يك اشتر بار مكتوبات خلق لشكر حضرت شهريار در دهلي آمده - خانجهان نيز فرموده تا در شهر طبلهاي شاديانهء نهگانه زنند - و ندا بگردانند تا خلق بيايد - و مكتوبات خود بستاند - و ببرد آن اشتر بار مكتوبات پيش دربار دهلي انبار كردند - هركه ميآمد مكتوب خود « 4 » ميبرد - سبحان الله حضرت الله تعالى بقدرت اعلى چه حادثات « 5 » پيش بندگان خويش ميآرد - اين همه براي چيست تا فرق باشد ميان ربوبيت و عبوديت * * رباعي *
هامش
( 2 ن ) بعنايت آله * ( 3 ن ) اراذل * ( 4 ن ) خويش * ( 5 ن ) حالات *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 173 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين