كه باسم رسالت آمده بودند ايشان نيز جامها يافتند - با فرحت و بهجت بسوي اوطان خود بازگشتند - القصه حضرت فيروز شاه بعنايت آله و كرم الله با دولت و سعادت با اهل جلادت با فتح و نصرت از هردو مملكت لكهنوتي و جاجنگر بازگشته - و هفتاد و سه زنجير پيل آورده - حضرت فيروز شاه خوش خصال مدت دو سال و هفت ماه درين هردو مملكت بود - چون حضرت فيروز شاه ازان جايگاه بازگشت هريك صغير و كبير ميگفت * * بيت *
* زهي سعادت جائي كه تو ملك باشي * * زهي لطافت قومي كه تو در ايشاني *
مقدمهء پانزدهم بازگشت فيروز شاه بعون آله از جاجنگر و افتادن به راه قلب
نقل است چون حضرت سلطان فيروز شاه بعون الله تبارك و تعالى بازگشته عنان سمند دولت بسوي شهر دهلي « 2 » گردانيده رهبران راه غلط كرده ميان كوهاي هامون و بر « 3 » لب آبهاي جيحون انداخته - خدمت والد اين مورخ برابر بود برين نوع بازنمود كه هريك كوه در هر كوهي خلق لشكر برميآمدند - و باز فرود ميآمدند - ميان كوهها و جنگلها خلائق لشكر حيران و طيران متحير و پريشان - از غايت نشيب و فراز خلائق لشكر مانده شده
هامش
( 2 ن ) شهر دار الملك دهلي *
( 3 ن ) در *