تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
كتگهره ده گز و ارتفاع هفت گز - و تمام « 2 » جنگل به گل انباشته - و در ميان دو رسته گذاشته محكم و مستحكم بسته - هرروز حضرت فيروز شاه از سبب احتياط و استحكام كردن كتگهره دو وقت خود سواري كردي و تاكيد بسياري نمودي - معهذا كتگهره تمام شد - چند پيل مهيب از پيلخانه آوردند - پيلبانان چالاك با دامن چاك‌زده بران پيلان سوار شدند - از يك « 3 » جانب آن جنگل مرد انبوه با علامت دهول و شهنا و ارغون و نفيري هر همه ميان جنگل درآمدند - و بيكبارگيء اين « 4 » جميع علامات نواختند - شور و غوغا آغاز كردند - آن هر هشت پيل كه درون جنگل خزيده بودند از هيبت آوازهاي مهيب طرف صحرا گريختند - بعضي راويان گفتند چون « 5 » پيلان درون جنگل جانب صحرا رخ نهادند هريك درخت تنه‌دار كه درون آن جنگل بود از بسياريء قوت پيلان خونخوار از بيخ برميافتاد - چون پيلان دشتي در كرانهء جنگل ميرسيدند تمام خلق لشكر بالاى كتگهره برميآمدند - و بالا شده همه شور و غلبه ميكردند - و بالاي كتگهره نيز دهولها و ارغونها « 6 » مينواختند پيلان چون شغالان در حيرت ميافتادند - از كرانهء جنگل باز درون جنگل ميرفتند - المقصود چون چند روز حضرت شاه فيروز بدين طلسم پيلان را در كشاكش داشته و درين كار كوشش از دل و جان گماشته
هامش
( 2 ن ) و اين دو رسته كتگهره مذكور كه ميان دو رسته مذكور بود به تمام به گل انباشته كتگره محكم و مستحكم بسته * ( 3 ن ) هريك * ( 4 ن ) آن * ( 5 ن ) چون پيلان رخ بصحرا نهادند هريك * ( 6 ن ) برغونها *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 168 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين