و انصار او هريكي سر در جهان نهاده - ظفر خان اهل عظام دران ايام براي تحصيل اموال و تجسس احوال عمال ماضي و حال در ميان مملكت سنارگانو ميگشت - چون ظفر خان چنين داستان شنيد بر تن خويش از آثار هراس بيش چون برگ بيد لرزيد - و از مملكت سنارگانو گريخته در جهاز سوار شده در دريا آمده راههاي مشكل و مخوف اختيار كرده بعد از مدت مديد و مسافت بعيد و شدائد بسيار و مكايد بيشمار بحيله و اضطرار در ميان دريا شده از « 2 » راههاي قلب سر در تهته كشيد - و از تهته در مملكت « 3 » دهلي رسيد - المقصود چون ظفر خان را براي پايبوس حضرت شاه فيروز بردند و از حالت مقالت او پيش شهنشاه گذرانيدند دران ايام حضرت شهريار نيكنام در حصار فيروزه بود - حضرت شاه فيروز چون خسروان مشعلهء گيتيافروز دران روز بار عام چون جهانداران عظام بر خلائق خواص و عوام داده ابواب عظمت بعظمت كشاده - هريك از خانان درگاه و ملوك بارگاه در محل مرتبهء خود ايستاده - و دو چشم سوي نوك موزهء خود داشته - اين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف از حال پايبوس ظفر خان از زبان خدمت والد خود عليه الرحمة و الغفران شنيد - و دران ايام والد اين مورخ ميان خاصان درگاه خدمت ميكرد - المقصود خدمت والد اين مورخ بازنمود كه چون ظفر خان را پيش حضرت سلطان بردند و در محل حجاب سلام كنانيدند ظفر خان مذكور از تاثير داب
هامش
( 2 ن ) در *
( 3 ن ) ملك *