طريقهء مور و ملخ آمد و شد داشتي - براي رفتن و آمدن هرروز بوقت فرض بامداد طائفهء مكاريان گردونها و ستوران و اسپان موجود كرده ميآوردند - و منتظر ميبودند - به مجرد آنكه شخصي خواستي از دهلي بفيروزآباد برود و يا از فيروزآباد بدهلي بيايد در گردون و يا در ستور و يا در اسپ چنانچه مصلحت افتادي سوار شدي و چند جيتل كرايه معين بود ميدادي - در زمان واحد در مقام اختيار خود ميرسيدي - بلكه طائفهء كهاران با دولها ايستاده ميشدندي هركرا حاجت بودي در دوله سوار شدي - كرايهء گردون در نفري چهار جيتل ميستدند « 2 » - و كرايهء ستور شش جيتل - و كرايهء اسپ دوازده جيتل - و كرايهء دوله نيم تنكه - همبرين طريق مدت چهل سال كمال « 3 » آن راه مسلوك بود - بيشتر از طايفهء مزدوران نزديك شهر و دور در كرايهء كسي كه مشغول ميشدند بدين بهانه ايشان را گذشت نيكو ميشد - سبحان الله اينچنين شهر معظم و معمور و آبادان ( كه در زير كبوديء آسمان هفتم كشور تختگاه با جاه دار الملك دهليست ) بتقدير ازلي و حكم لم يزلي به چندين انواع خراب « 4 » گشته - و خلائق اين ديار بتقدير حضرت كردگار بنهب مغلان پيوسته - باقيماندگان در اطراف رفته - اين همه حكمتهاي خداست جاي دم زدن نيست * ابيات *
حكمى كه نبشته شد بتقدير * * ان « 5 » رد نشود به هيچ تدبير
هامش
( 2 ن ) ميشدند *
( 3 ن ) كامل *
( 4 ن ) خراب و نيست *
( 5 ن ) او *