اينهمه اثر قبول خيرات فيروز شاه و دعاى خلق ميكشود *
* ابيات *
يارب بكرم تو سايهء خويش * * داري سر « 2 » خلق از جهان بيش
جاويد به تخت و تاجداري * * مطلوب دلش بشه سپاري
مقدمهء ششم استقامت املاك
نقل است چون حضرت فيروز شاه بتوفيق إله هردو شهر بر طريق بر و بحر آبادان گردانيد يكي فتحآباد كه از حالت مقالت او در قسم اول بازديده آمد دوم شهر حصار فيروزه كه شرح مقدمهء آن سابق نوشته شد درين هردو جويهاى بسيار و بيشمار درآورده ميان هشتادگان و نودگان كروه كروه درين مقامات رسانيده « 3 » - و درين مسافت همه قصبات و قريات بود - چنانچه قصبهء جنيد و قصبهء دهاترهته و شهر هانسي و تغلقپور عرف سپدم - در هريك قصبه و مواضع از آبهاى اين جويها منافع بسيار حاصل شدن گرفت درين محل حضرت فيروز شاه گفت تا تمام قضات و علماى احسن صفات و مشائخ اهل بركات بلاد ممالك را جمع كنند - و از ايشان فتوي طلبند - كه اگر شخصي برنج « 4 » نفسي و مالي جويهاى آب از لب آبهاى غرقاب روان كند و در حدود و قصبات و قريات آن جويها جاري گردد و ساكنان آن مقامات را نفع بسيار حاصل آيد
هامش
( 2 ن ) بر *
( 3 ن ) رسيده - رسانيد *
( 4 ن ) برنج و مال *