همان نگاهبانان درآمدند - و ازان تاريكي بيرون آوردند - حاصل ازين آنست كه چون حضرت شاه فيروز مثل سلاطين مشعلهء گيتيافروز اينچنين كوشك با حكمتها برآورده همچنين در حريم شهر حصار فيروزه مانند كوه فيروزه جمله خانان عظام و تمام ملوك اهل احترام و امراي اهل اكرام و جميع اشخاص خاص و عام بااهتمام تمام خانها برآوردند - و محلهاي خوب و پاكيزه راست كنانيدند معهذا چون حضرت شاه فيروز دران زمين بغايت و بينهايت بيآبي ديد در دل مبارك گذرانيد كه درين محل آب « 2 » ميبايد رسانيد حضرت شاه درين كار خود قصد نموده ابواب جد و جهد كشود - از دو لب آب جويها آورده در زمين حصار فيروزه انداخته - يك جوي از لب آب جون كشيده - و جوي دوم از دهانهء لب آب ستلج آورده - از لب آب جون چنانچه جوي رجيواه « 3 » و جوي الغخاني دهانهء اين هردو جوي از اتصال كرنال بيرون آورده ميان هشتاد كروه كروه در شهر حصار فيروزه برده - خدمت والد اين مورخ ( كه دران ايام ميان اهل اختصاص آن شهريار عظام در محل درون خدمت ميكرد و عهدهء شبنويسيء خواصان داشت ) برين مورخ باز نمود كه حضرت فيروز شاه مدت دو و نيم سال در بناى شهر حصار فيروزه اشتغال « 4 » داشت - و تمام خلق هم درين كار كوششي مينمودند - حضرت شاه فيروز با خوشي و خرمي شهر حصار فيروزه بنا گردانيد - باغات
هامش
( 2 ن ) آبها *
( 3 ن ) رجيراه *
( 4 ن ) مشغول بوده *