تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
بسيار اشجار بيشمار نهال كنانيد - چنانچه از هرجنس ميوه دران باغات بار گرفته - سداپهل و جنهري « 2 » و نارنگ و سكندراول « 3 » - و گلها از هرجنس و نيشكر بسيار و بيشمار چه از جنس نيشكر سياه و چه پوندا - اگر كسي پوست نيشكر بدندان دور كردى « 4 » از غايت نرمي تا تنهء نيشكر رسيدى - و البته پيش ازين در زمين حصار فيروزه « 5 » فصل خريف شدى و فصل ربيع وفا نكردى - زيرا كه گندم به غير آب نشود - چون حضرت فيروز شاه آبهاي فراوان در جويهاي بيپايان در زمين حصار فيروزه برده هردو فصل بوفا كامل گرفت - و پيش ازين در عهد سلاطين ماضيه انار الله برهانهم آن سمت را در دفاتر و دواوين « 6 » شق هانسي مينوشتند - چون شهر حصار فيروزه بنا كردند سلطان فيروز فرمود ازين تاريخ باز شق حصار فيروزه نويسند - اقطاعات هانسي و اكروده « 7 » و فتح‌آباد و سرستي تا سالوره « 8 » و خضرآباد و اقطاعات ديگر به تمام داخل شق حصار فيروزه كردند « 9 » - المقصود شهرى معظم گشت - معمور و آبادان و مزروع شد - و شقداريء حصار فيروزه بعهدهء ملك ديلان كردند چون آبهاى فراوان و جويهاي بيپايان در زمين حصار فيروزه درآمد آبهاى بسيار جمع شد - هركه خواستي نزديك كشت و يا باغ خود چاه پخته بكارد به مجرد آنكه چهار گز زمين كافتي آب پديد آمدى
هامش
( 2 ن ) چنيري * ( 3 ن ) سكندر اول * ( 4 ن ) وا كردي * ( 5 ن ) در آن زمين * ( 6 ن ) و آئين * ( 7 ن ) آگره * ( 8 ن ) ستاپوره * ( 9 ن ) گرديدند *