مقدمهء سيوم - جنگ كردن سلطان فيروز با سلطان شمس الدين و بدست آمدن پنجاه پيل و كشته شدن يك لك « 2 » و هشتاد هزار مرد نيك بنگاله
نقل است چون سلطان شمس الدين شنيد كه سلطان فيروز بطريقهء گريختگان رخ بجانب دهلي نهاده عنان بسوي مراجعت داده درين محل بعضي راويان گفته كه حضرت فيروز شاه رخت ايستاده گذاشت - و بعضي روايت كرده كه حضرت فيروز شاه فرمود تا در بعضي رخت بنگاه آتش زنند - چنانچه آتش زدند و بازگشتند - المقصود سلطان شمس الدين با ده هزار سوار صاحب كين و دو لك پياده چون پيادگان سبكتگين و پنجاه پيل چون مهابت پيلان خاقان چين در تعاقب شاه فيروز طالب دين بيرون آمد و حضرت فيروز شاه با جيوش دولتخواه در منزل هفت كروهي رسيده بود - و انتظار مينمود - دران مقام ( كه لب ابيست غرقاب و آن لب آب پايان « 3 » كشيده ) بنگاه « 4 » حضرت فيروز شاه دران پاياب گذار ميشد - ناگاه همدرين ميان شاه بنگاليان رسيده ناچخ نه گرهي كشيده بسوي لشكر حضرت فيروز شاه دويد - اخبار اين آثار و گفتار اين كردار به گوش حضرت فيروز شاه پركار رسانيدند - و برين جمله بازنمودند كه شمس رندي « 5 » از تاثير « 6 » لوندي با لشكر فراوان و رجال « 7 » بيپايان با پيلان كوه پيكر چون رهزنان افسر نمودار گرديده - حضرت فيروز شاه
هامش
( 2 ن ) يك لك اهل بنك و بنگاله *
( 3 ن ) پايان *
( 4 ن ) بنگاله *
( 5 ن ) شمسه *
( 6 ن ) ماثر *
( 7 ن ) رجاله *