صواب آنست كه بر طريق تعبيه چند كروه پستر ميبايد شد « 2 » تا از پردهء غيب چه ميزايد - و از ديوان قضا چه چيز روي نمايد راي مقربان درگاه و اختيار مشيران بارگاه به حضرت فيروز شاه موافق آمد - روز ديگر حضرت فيروز شاه كوچ كرده سمت شهر دهلي رخ آورده در منزل هفت كروهي فرود آمد « 3 » - و چند نفر قلندر « 4 » را بر سبيل تعبيه سمت اكداله فرستاد - و برايشان بدينسان « 5 » آگاهي داد كه اگر شما را بگيرند و در اكداله نزد « 6 » سلطان شمس الدين برند و از حالت حضرت فيروز شاه و جيوش او پرسند بايد كه پيش سلطان شمس الدين بگويند كه سلطان فيروز با تمام لشكر و بنگاه « 7 » بطريقهء گريختگان ميرود - چون قلندران مذكور بمستور فرود حصار اكدالهء مشهور رفتند ايشان را گرفته « 8 » پيش سلطان شمس الدين بردند - ايشان تقرير كردند كه حضرت فيروز شاه با تمام بنگاه بطريقهء گريختگان ميرود - درين محل سلطان شمس الدين الفاظ ايشان تحقيق دانسته با حاضران مجلس خود گفت - باري ميدانيد - چون سلطان فيروز گريخته ميرود او را دستبردي ميبايد نمود - و ابواب قهر چون خسروان ميبايد كشود - سلطان شمس الدين با جيوش قهرآگين از درون اكداله بيرون آمد *
هامش
( 2 ن ) شدن *
( 3 ن ) آمده *
( 4 ن ) قلندران *
( 5 ن ) بدين سمات *
( 6 ن ) بر *
( 7 ن ) بنگاله *
( 8 ن ) گرفتند و پيش الخ *