مقدمهء دوم رسيدن سلطان فيروز در لكهنوتي و محاصره « 2 » كردن
نقل است كه شاه فيروز با نصرت و بهروز ميان اقاليم هندوستان گرديده « 3 » در بنگاله « 4 » با قوت كمال درآمده - لشكر سلطان شمس الدين نيز در محلي كه لب آب بودي قوت خود نمودي - چنانچه لب آب سره و گنگ و لب آب كوسي « 5 » و غير آن - و جيش سلطان فيروز چون جيوش شاه پروين كشتيهاي بند كشا كه روان كرده بودند طايفهء گردان و گندآوران با تيرهاي گران و سنان درفشان در كشتيها مينشستند - به زخم چوب تير و تبر ناوك بينظير بازميگردانيدند الغرض چون سلطان فيروز شاه با جيوش هواخواه در كرانهء لب آب كوسي رسيده دران محل قدري آرميد - يك لحظه « 6 » عنان سمند دولت كشيد - زيراچه در لب آب دوم شمس الدين « 7 » با لشكر بيپايان ايستاده بود - گذار شدن دشوار مينمود - سلطان فيروز شاه موازنهء صد كروه زمين بالادست كوسي رفت - فرود جيارن گذشت « 8 » در محلي كه دهانهء لب آب كوسي از درون كوه بيرون آمده است دران محل پاياب كشيده * راويان شريف بدين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف بروايات لطيف گفته كه دران محل آب
هامش
( 2 ن ) محضر *
( 3 ن ) كرده *
( 4 ن ) در زمين بنگاله *
( 5 ن ) كوهى *
( 6 ن ) لمحه *
( 7 ن ) سلطان *
( 8 ن ) گرفت الخ *