مقدمهء سيزدهم در آمدن سلطان فيروز در شهر دهلي
نقل است چون حضرت شاه فيروز با فتح و فيروز درون شهر دار الملك دهلي درآمد در شهر طلبهاي شاديانه « 2 » زدند - و تمام شهر را بزيورهاي خوب و جامهاي پاكيزه بياراستند - هرچهار جانب قبها بستند - چنانچه آئين سلاطين و قانون شهرياران پيشين است آراسته گردانيدند - درين محل راويان اكمل روايت كردهاند كه شش قبه در شهر دهلي بسته بودند هنوز شهر فيروزآباد آبادان نشده بود - معهذا در زير هر قبه مدت بيست و يكروز جشن بود - در هر قبه يك « 3 » لك تنكه خرچ شده بود - از طعام و شربت و تنبول چندانكه به تقرير و تحرير نيايد هيچ كس را منع نبود - خلائق براي ديدن قبها از اطراف و اكناف عالم ميآمدند - و درين بيست و يكروز بفرمان « 4 » شاه فيروز هركه براي تماشا آمدي هرچه « 5 » خواستي از الوان نعمت خوش خوردي و آن قبها از چوبينه بود بلند چهار پوشش از چوبهاي بيشمار - در قبها جامهاي نرمينه پيچيده - نقشها لون « 6 » بلون كرده - در زير هر قبه مطربان سرود ميگفتند - پاكوبان پا ميكوفتند - مدت بيست و يكروز
هامش
( 2 ن ) نهنگانه *
( 3 ن ) يكان *
( 4 ن ) به حكم فرمان *
( 5 ن ) هرچه از الوان نعمت خوش آمدى خوردى *
( 6 ن ) گون بگون *