دادند - بعد از اداي سنت عصر خدمت شيخ قطب الدين منور اهل مكنت دست خدمت شيخ نصير الدين محمود طالب جنت گرفت و گفت كه امامت ميبايد كرد - و خدمت شيخ نصير الدين محمود دست خدمت شيخ قطب الدين منور گرفت كه شما را پيش ميبايد رفت - يكزمان لطيف ميان هردو بزرگوار ظريف « 2 » براي امامت گفتار رفت - درين محل خدمت شيخ نصير الدين محمود فرمود آن روز كه بندگيء شيخ الاسلام شيخ نظام الحق و الشرع و الدين قدس الله سره العزيز ما هردو را خلافت دادند خدمت شيخ شما را بوقت چاشت خرقه پوشانيدند و هم دران روز بوقت نماز ديگر برين دعاگو خرقه عطا كردند چون خدمت شيخ نظام الحق و الدين در عطا كردن خرقهء خلافت مرتبه « 3 » پيدا كردند به اين وجوه براي امامت شما را پيش ميبايد رفت - چون خدمت شيخ نصير الدين محمود اين سخن گفت و حواله به خدمت شيخ نظام الدين كرد خدمت شيخ قطب الدين منور براي امامت پيش رفتند - سبحان الله چه « 4 » وقت بود آن وقت كه هردو بزرگان « 5 » دين طالبان حضرت رب العالمين بروي اين زمين يك جا جمع شده بودند - و ميان خويش ابواب اسرار ميكشودند - مگر قران السعدين آن روز بود - معهذا بعد از
هامش
( 2 ن ) نظيف *
( 3 ن ) مرتبه بشما ابتدا كردند *
( 4 ن ) چه بود آن وقت *
( 5 ن ) بزرگوار *