شده مخصوص كرده زيارت بندگيء شيخ الاسلام فريد الحق و الشرع و الدين قدس الله سره العزيز آمده از انجا در قضبهء سرستي نزول فرمود - سرستي از دهلي نود كروه باشد - صرافان و بقالان سرستي جمع شدند - و چند لك تنگه بوجه خدمتي پيش آوردند درين محل فرمان شد خدمتيء شما بر ما بوجه قرض است انشاء الله تعالى چون در شهر دهلي درآمده شود مبلغ شما باز بشما دهانيده « 2 » آيد - بملك عماد الملك بشير حواله شد كه بعد از در آمدن در شهر دهلي مال ايشان بدهاند - حضرت فيروز شاه بكرم إله آن تمام مال بحشم داد - البته خلق لشكر را خرچ حاصل شد درين محل شيخ نصير الدين محمود رحمة الله عليه بر سلطان فيروز گفته كه از تهته تا اين مقام دعاگوي درگاه از حضرت آله التماس كرده - بكرم حق پادشاه با جميع بنگاه و لشكر هواخواه « 3 » سلامت رسيده ازينجا پيشتر حد ولايت خدمت شيخ الاسلام قطب الانام شيخ قطب الدين منور عليه الرحمة و الغفران است - به خدمت ايشان نبشته ميبايد فرستاد - سلطان فيروز همچنين « 4 » اين لفظ به خدمت شيخ قطب الدين منور در هانسي نوشت كه خدمت شيخ نصير الدين همچنين فرمودند - و حواله بر شما كردند - خدمت شيخ قطب الدين نبشته چون خدمت برادرم شيخ نصير الدين حواله برين ضعيف كرده اميد از كرم الله تبارك و تعالى اين دارم
هامش
( 2 ن ) دادة آيد *
( 3 ن ) خواهان *
( 4 ن ) عين اين لفظ *