درم قلب فروختند - بدين سبب مهتر يوسف چندان مشقتها و محنتها ديده كه آن قصها در تفاسير مسطورست - چون مهتر يوسف بعد از شدائد بسيار و مكائد بيشمار بملك مصر رسيده و برادران مهتر يوسف از سبب گرانيء غله و حيرانيء آن از كنعان در مصر آمده بعد از گفت بسيار و شنود بيشمار مهتر يوسف نيكي كارهء « 2 » خود را بر برادران اظهار گردانيده - درين محل برادران ترسيده - نبايد كه مهتر يوسف انتقام خود بكشد - مهتر يوسف برايشان گفته كه اى برادران من هيچ خوف و هراسي بسوى خود راه نبايد داد - ميان ما و شما هرچه رفت جمله چيزها بتقدير اوست هرجفائى كه از وجود شما آمد و هران جنايتي كه از ذات با بركات شما صادر شده به تمام بخشيدم - و عفو گردانيدم - اگر مهتر يوسف مكافات آن جنايات طلبيدي حسن بودي - چون از سر جفاى برادران بازآمد الله تعالى اين فعل را احسن خواند كقوله تعالى
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ
* * بيت *
آنها كه بجاى ما بديها كردند * * گر دست رسد بجز نكوئي نكنم
* بيت *
* هركه او در راه ما خاري نهد از دشمني * * هرگلي كز باغ عمرش بشكفد بيخار باد *
معهذا حضرت فيروز شاه مستثنى نيز در عهد دولت خويش
هامش
( 2 ن ) كار *