اين خطره در خاطر ايشان نگذشت كه قرار ملك بامر مالك الملك است - اين ندانست كه مادر بيچاره به چندين مشقت فرزند بزايد نه ماه شدت و مشقت حمل بكشد - و مدت دو نيم سال شير دهد - زحمت ولادت بيند - نشايد يكايك جاني را بيجان كردن سلطان فيروز شاه همدران محل از حال اختيار خود بازنموده كه ما اين بيت دستور خود ساختيم * * بيت *
نگه كن كه چون مادر مهرسنج * * بران طفل خود چند بردست رنج
دران مقام حضرت فيروز شاه نيكنام اين نثر « 2 » نويسانيده ( چون ما اين « 3 » دستور خود ساختيم و حاجات حاجتمندان بر نهج معدلت برآورديم الله تبارك و تعالى بقدرت اعلى به غير تيغ چندان هراس ما در دلهاى خواص و عوام انداخت كه جملهء عالم بسوى ما شتافت ) سبحان الله حضرت فيروز شاه ختم تاجداران دار الملك دهلي بود - و امان دوران بود - كه در عهد دولت او مدت چهل سال كمال لشكر مغل از لب آب سند جانب دهلي نيامده - بلكه درين مدت از غايت خلق بسيار و ايثار زر ناشمار و لشكر بردي بكوشش « 4 » بسيار و رعيتنوازي بتكرار هيچ كسى باقوت بسى بيك نفسي انگشت مخالفت نجنبانيده - چنانچه شيخي واصلي سالكي در آخر عهد سلطان بدين مورخ كفته كه وقتي من بوقت صبح براى وضو لب آب جون ميرفتم - واصلي دگر دران محل وضو ميكرد - به من « 5 » گفت
هامش
( 2 ن ) نيز *
( 3 ن ) اين بيت *
( 4 ن ) كوشش *
( 5 ن ) برمن - برين *