تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
اى فلان ميداني درون اين كوشك كيست - يعني سلطان فيروز شاه است - كه بلاهاى جملهء عالم زير پاى اوست - آن روز كه او ازين جهان برود معلوم جهانيان شود - فى الحاصل همدران چند سال از آثار تقدير حضرت ذو الجلال و اسرار حكمت برقرار حضرت فيروز شاه خوش خصال ازين جهان سفر كرد - حضرت دار الملك دهلي زير و زبر گشت - بلكه آخر الامر بنهب « 2 » مغل پيوست - ايضا همدران سال زمرهء حجاج و فرقهء حاجيان محتاج از ثواب زيارت كعبهء مبارك محروم ماندند - همدران ايام راويان شيرين‌كلام چه از زمرهء خواص و چه از فرقهء عوام باز نمودند كه پسر سيد اجل آنكه امير مكهء مبارك بود برادران او درين سال او را كشتند - در مكهء مبارك شور افتاد جملهء قوافل كه از اطراف و اكناف جهان براى طواف خانهء كعبه آمده بودند محروم بازگشتند - زيارت ميسر نيامده - در خبر است - چون عالمي از جهان سفر مىكند رخنه در دين ميافتد كه تا قيامت مسدود نگردد - همچنين حضرت فيروز شاه يكى از اولياى الله بود - مدت چهل سال الله تعالى ولايت آدميان جهان به دو تفويض نمود - بعد از رفتن او رخنه در مملكت دهلي افتاد كه خلائق دهلي سر در جهان نهاده - و اگر حكم خدا باشد تا قيامت اگر مسدود گردد - بارها درين گفتارها خدمت شيخ قطب الدين منور رحمة الله عليه خواجهء خواجهء اين مورخ فرمودي سلطان فيروز
هامش
( 2 ن ) نهيب *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 22 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين