بسيار زيان بيشمار دارد - اما « 2 » چون حضرت فيروز شاه اخلاص دل و نيت صادق با حضرت الله تبارك و تعالى داشت و چندين حلم براى ريا و نفاق و نمودار خلق نبود خداي تعالى مدت چهل سال صفت حلم شيوهء مستحسن او گردانيد * * بيت *
* نيكي « 3 » خو كن چون ترا دسترس است * * * كين عالم يادگار بسيار كس است *
و اگر كسى از نهايت حسد بسى بدسگالي كردى الله تبارك و تعالى آنكس را بقدرت خود خاسر و خائن « 4 » كرده به حضرت سلطان فيروز رسانيدى - با اين هم اگر آنكس صد جفا كردى حضرت فيروز شاه از گناه او بازآمدى - و اگر خواستى مجرمى را قيد كنند « 5 » هرگز بحضور آن مجرم نگفتى كه بند كنند - چون آن شخص را از پيش بازميگردانيدند سلطان فيروز شاه بر موكلان او بدست خود اشارت كردى كه اين مجرم را قيد كنند - هرگز به زبان خود نگفتى سبحان الله هرچند كه از اوصاف سنيه و اخلاق « 6 » مرضيهء سلطان فيروز شاه نبشته مىشود هنوز جرعهء ايست كه از دريا برگرفته « 7 » ميآيد اگرچه سلطان جلال الدين را خطباي خوش كلام بر شاخ منابر عظام باسم حليمي و كريمي ميسرايند « 8 » اما صفت حلم سلطان
هامش
( 2 ن ) تا *
( 3 ن ) نيكو كن چون مر ترا دسترس است *
( 4 ن ) للمصحح - خائب *
( 5 ن ) كند *
( 6 ن ) اخلاص *
( 7 ن ) برگرفته - بدون ميايد *
( 8 ن ) ميرانند *