ماه محرم مكرم ( سنه 752 اثنين و خمسين و سبعمائة ) جلوس نمود - چهل « 2 » و پنج ساله در ملك نشست - مدت دور ملك سى و هشت سال و هشت ماه بود - چنين گويد ضعيف نحيف شمس سراج عفيف مورخ اين تواريخ و مصنف اين تصانيف سلطان فيروز شاه سپيدپوست و بلندبيني و كشيده محاسن بود - نه از حد دراز و نه از غايت حد كوتاه بالا - در فربهي و تنكي معتدل مينمود تاجداري مشفق و مهربان بود - حلمي بىاندازه و خلقي وافر داشت - اوليا صفت علما احوال بود - لشكرنواز رعيتپرور در خلق نصيبهء از خلق محمدي داشت - در حلم بغايت - اگر زمرهء عمال از آثار اسرار اهمال صد خيانت ميكردند هيچكس را بكلام هم نيازردي بلكه حضرت شاه فيروز درون كلاه كشيده كوشك نزول كه پيش دربار شهر فيروزاباد است اينكه دستور سلاطين سلف بود نويسانيده - و هم دران محل كتابت كنانيده - كه سلاطين پيشين را براى مدار ملك اين بيت « 3 » دستور بود بدين بيت امام خود ساخته * * بيت *
ملك را گر قرار ميخواهي * * تيغ را بيقرار بايد داشت
بعده فرود آن محل حضرت شاه فيروز الملك « 4 » از حال احوال كمال خويش ثبت كنانيده - اگرچه سلاطين پيشين را اين بيت دستور بوده و اين از گمان « 5 » ايشان « 6 » رخ نموده ( مگر قرار ملك بتيغ است )
هامش
( 2 ن ) جمله پنج سال *
( 3 ن ) ملت *
( 4 ن ) فيروز الملك اكمل *
( 5 ن ) كمال *
( 6 ن ) بديشان *